و شبههاى باقى نمانده و عناوين مختلف تذكرهها از قبيل قطران عضدى يا ( ازدى ) يا جبلى ، الاجلّى ، ارموى ، ترمذى بهطور قطع از بين مىرود . همه تذكرهنويسان و صاحبنظران او را به استادى ستودهاند .
انورى در منتخبات مذكور او را با وصف افصح الشعراء و ابلغ الفصحا و اكمل البلغاء توصيف مىكند .
عوفى در لباب الالباب مىنويسد : همهء شعرا قطره بودند و او بحر ؛ جمله فضلا ذره بودند و او خور ، اشعار او در كمال صنعت و استادى . . . قصايد او همه لطيف و اغلب رعايت جنس تجنيس كرده است . . .
اسدى طوسى در مقدمه فرهنگ و امير معزى و خاقانى و روحى و لوالجى ، جوهرى در اشعار خود و جامى در سلامان و ابسال و دولتشاه در تذكرهء خود از او به بزرگى ياد كردهاند .
ناصرخسرو به سال ( 438 ) قطران را در تبريز ملاقات كرده امّا اينكه مىنويسد زبان فارسى نيكو نمىدانست چنين به نظر مىرسد كه آن زمان فارسى و درى دو زبان جداگانه محسوب مىشد و قطران به زبان درى آشنا بود و شعر مىسرود و خود را استاد مبتكر در اين زبان مىدانست چنان كه گويد :
گر مرا بر شعرگويان جهان رشك آمدى * من در شعر درى بر شاعران نگشادمى
تأليفات او :
1 - ديوان قطران به سال 1263 ه ق در تهران و به سال 1333 شمسى به اهتمام شادروان حاجى محمد نخجوانى در تبريز به چاپ رسيده و مشتمل بر قصايد و ترجيعات و غزليات و مسمطات و مقطعات و رباعيات و يك مثنوى در بحر متقارب است .
علاوه بر هشت نسخهيى كه آن مرحوم در تصحيح ديوان به كار بردهاند نسخههايى از ديوان قطران به شرح زير در كتابخانهها هست :
تهران ، كتابخانهء مركزى دانشگاه به شماره 2 / 3944 نستعليق سدهء 11 ؛ ش 3283 نستعليق سال 1262 ؛ ش 2974 نستعليق شعبان 1265 .
تهران ، كتابخانهء مجلس به شماره 2326 نستعليق سدهء 11 ؛ ش 2477 نستعليق 1206 ؛ ش 4099 نستعليق 1207 ؛ ش 452 نستعليق شكستهآميز 1251 ؛ ش 2333 نستعليق