تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
صاحبا دادى عبايى كز ره احسان به من * ناصرت آل عبا جز اين مرا دلخواه نيست ليك كوته‌تر ز بخت دشمنان جاه تست * وز بلندقد من كوته‌تر است از جاه نيست گرچه مىنايد به كامم ليك پس نفرستمت * چون گدا را جرأت رد عطاى شاه نيست باعث كوتاهيش هم بخت پست بنده است * ور نه بر لطف رسايت كوتهى را راه نيست شعر از حافظ مناسب آورم اينجا همى * تا بدانى كاين به‌جز از طالع گمراه نيست « هرچه هست از قامت ناساز بىاندام ماست * ور نه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست »
( رياض الجنة ، روضهء پنجم ، ص 951 )

[ حرف ياء ]

يقينى خلخالى

شيخ جمال الدّين متخلص به يقينى از شاعران سده دهم هجرى است . مؤلف شمع انجمن مىنويسد : « او حلىبند شاهد سخن است و مشاطهء خوبان اين فن » از اوست :
سر كويش كه بر بادم دهد هر لحظه آه آنجا * فغان كز آه نتوان داشتن خود را نگاه آنجا
* * *
با خودم هر لحظه ياد او به گفتار آورد * آرى آرى عاشقى ديوانگى بار آورد
* * *
تا بكى خواهم به درد و محنت و غم زيستن * زيستن گر اين‌چنين باشد نخواهم زيستن
( تحفهء سامى ، ص 130 - شمع انجمن ، ص 538 - نتايج الافكار ، ص 792 )
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 788 | عزيز دولت آبادى