چو او را از حجاز آوازه برخاست * مخالف كرد آهنگ ره راست
دل عشاق را با او صفاها * بزرگ و كوچك از وى در نواها
بلندى قلعهيى را چنين توصيف مىكند :
اگر كردى فلك بر وى نگاهش * بيفتادى ز سر زرين كلاهش
ز سنگانداز وى سنگى كه جستى * پس از قرنى سر كيوان شكستى
در تعريف بينى گفته است :
كشيده بر گل نسرين ز بينى * خطى در عين لطف و نازنينى
به زير آن دو طاق عنبرآگين * يد قدرت ستونى بسته سيمين
ميان جزع و لعل آن گلاندام * منبت شيشهيى از نقرهء خام
گل زنبق و ليكن ناشكفته * فراز ياسمين و لاله خفته
همچنانكه به ليلى و مجنون و يوسف و زليخا و ساير شاهكارهاى ادبى ، نظيرههايى سرودهاند .
جمالى دهلوى هم مثنوى « مهر و ماه » را در مقابل مهر و مشترى عصار ساخته است چنانكه خود گويد :
ز روى نخلبندى اهل تبريز * ز نخل دوستى گشته رطب ريز
بگفتند : اى چراغ عشقبازى * ز تو پروانهء جان در گدازى
تو را راه حجاز ار اشتياق است * سزاوار تو اين راه عراق است
نشين در پردههاى ديدهء ما * كه جاى مردم تنهاست اينجا
كتابى هست « مهر و مشترى » نام * به شهرت همچو مهر و مشترى عام
ز تصنيفات بحر فضل « عصار » * كه او استاد استادانست در كار
تو هم در فكر مهر و مشترى باش * به مهر دل ، مر او را مشترى باش
دانشمند فقيد پاكستان سيد حسام الدّين راشدى اين مثنوى « مهر و ماه » را در اسفند ماه 1353 شمسى تصحيح و در مقدمهء مفصل و سودمند و ممتع آن نوشتهاند : « بنابه خواهشى كه بعض مردم تبريز از جمالى كرده بودند ، مبنى بر سرودن مثنويى به سبك « مهر و مشترى » عصار تبريزى ( متوفى 784 ) ، جمالى سرودن آن مثنوى را در حين مسافرت آغاز كرد و چنان كه از بيتى كه سال اتمام آن را مىرساند ، پيداست ، اين مثنوى به سال ( 905 ه . ق ) به پايان