نسخهيى از حاشيهء شرح تجريد او بشمارهء 1762 در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى موجود است . به نوشتهء حاجى خليفه ، الهى نخستين كسى است كه بر شرح تجريد قوشچى حاشيه نوشته خود در آغاز ديباچهء اين شرح گويد : « در اين كتاب افكار خود و خلاصهء افكار و تحقيقات متأخران بخصوص تحقيقات استاد الاقاصى و الادانى جلال دوانى را گرد آورده ، و اشكالاتى كه بر دوانى داشتهام با اشاره ياد كردهام » .
( فهرست مجلس ، ج 5 ، ص 140 - 142 )
همچنين يك نسخه از شرح اثبات الواجب او تحت شمارهء 1840 و نسخهيى از منهج الفصاحهء وى تحت شمارهء 4144 در كتابخانهء مجلس ، يك نسخه هم در كتابخانهء اسعد پاشاى استانبول موجود است .
و نيز نسخهيى از تاج المناقب او در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران موجود و در فهرست اين كتابخانه معرفى شده است .
( فهرست دانشگاه ، ج 9 ، ص 1000 ، شمارهء 2398 )
و از شرح گلشن راز او نيز در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران موجود است و چنين شروع مىشود :
بسمله افتح علينا ابواب فضلك يا حكيم
بنام آنكه دل در گلشن راز * هزاران نغمه كرد از عشق او ساز . . .
و چنين پايان مىپذيرد :
شده تاريخ اتمامش چو روشن * زده عقلش رقم از شرح گلشن - ( 908 )
( فهرست دانشگاه ، ج 10 ، شمارهء 2630 )
افزون بر آثار مذكور ، در كتاب « مفاخر آذربايجان » از رسالهء كشف الاسرار او نيز ياد و متن آن در صص 1130 - 1152 نقل شده است .
نمونهيى از طبع اوست :
اى گشته ز ذات خود هويدا چون نور * ذرات جهان ز نور تو يافت ظهور
كنه تو ز دانش خردها مستور * وجه تو ز ادراك نظرها همه دور
* * *
رفت جان من و رفتار تو از ياد نرفت * شكل بالاى تو از خاطر ناشاد نرفت