تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مسمّى به يخچاليه كه ميرزا محمد على نديم « 1 » در عهد دولت محمد شاه مغفور تأليف كرده بود ديدم ، « 2 » و به نظر امعان ملاحظه گرديد كه در حقيقت چنان توان گفت كه از آتشكدهء آذرى گرم‌ترست ، احوالات چند نفر از شعرا در آن بزم فرح‌انگيز من باب تفريح مىخوانديم در اثناى اين مقالات كه تقاضاى صحبت در بحث كمال شعرا و ملاحت كلام ايشان بود . شخصى از فارسىزبانان از بابت ريشخند گفت چه مىبودى كه مجموعه‌يى هم در احوالات و اشعار شعراى اتراك كه در اين خاك پاكند درج مىشد تا كمالات عاليهء اين سلسلهء عليّه را مىفهميدم ، داعى از شماتت و طعنهء آن عزيز شرم‌زده گرديدم .
جراحات السنان لها التيام * و لا يلتام ما جرح اللسان « 3 »
همّت از بزرگان عالى نهمت خواسته اين مجموعهء مبارك را در احوالات شعراى آذربايجان و از منتخبات اشعار ايشان جمع نموده مسمّى به بهجة الشعراء و سرور ندما نموده اين رباعى كه در ستايش و مادهء تاريخ كتاب است قلمى گرديد :
اسرار كه كسب او همه اشعارست * پيدا و نهان چو نور در ابصارست تاريخ كتاب خواست از طبع و بگفت * الحق ( كه بهجة كاشف اسرار ) است
( 1298 ) اما از شقاوت روزگار دون و از گردش چرخ بوقلمون سالهاى چند در اوراق پريشان هم چنان مسوده و معطل مانده ، نعم ما قيل ملا رومى :
مدتى اين مثنوى تأخير شد * مدتى بايست تا خون شير شد
تا در سنهء هزار و دويست و نود و هشت اتفاق سفرى افتاد چون ايام تعطيل و بىكارى بود . احوالات چند نفر از مشاهير و معارف آنها را انتخاب نموده مجموعهء كوچكى مسمّى به حديقة الشعراء نوشتم چون از عالم غيب به جلوهء ظهور آمد همهء كاملان عصر و عارفان دهر هجوم‌آور آن لآلى درج ارشاد گشتند چون خلق را راغب ديدم طالب گشتم كه اين نسخهء نحيف را تكميل نمايم تا نفعش كامل و دوستان بهره‌مند و كامياب باشند !
هامش
( 1 ) - مقصود ميرزا محمد على مذهب اصفهانى متخلص به « بهار » ست كه نه لقب او « نديم » بوده و نه تخلص او بلكه در اواخر فرهنگ تخلص كرده ( تاريخ تذكره‌ها ) . به نظر نگارنده ظاهرا مقصود اسرار على شاه از به كار بردن صفت نديم اشاره به شوخ‌طبعى ميرزا محمد على مىباشد . در گلستان سعدى آمده است كه « ظرافت بسيار كردن هنر نديمان است و عيب حكيمان » . ( 2 ) - مرحوم تربيت به خطا ميرزا ابو طالب مذهب ( پدر ميرزا محمد على ) را مؤلف يخچاليه نوشته است . ( 3 ) - شعرى است بسيار مشهور امّا قايل آن را با مراجعه به امثال و حكم و التمثيل و المحاضرهء ثعالبى نتوانستم بدست بياورم .