حال ببينيم كه آنچه دربارهء خان احمد گيلانى نوشتهاند ، مقرون بصواب است يا نه .
« خان احمد گيلانى پسر سلطان حسن از سلسلهء كاركيا بوده كه از سال 760 هجرى تا سال 999 در گيلان حكومت داشتهاند . مومى اليه در 943 بحكومت رسيده و در 975 بدست امير معصوم بيگ صفوى كه از طرف شاهطهماسب مأمور گرفتن گيلان شده بود اسير گشت . وى او را با خود به قزوين برد ، و چندى در اردوى همايونى دوستاق قورچيان گرديد .
بعد از آن او را به قلعهء قهقهه كه در ناحيهء يافت از اعمال قراجهداغ بر فراز كوهى بلند قرار داشته برده نزد اسماعيل ميرزا محبوس گردانيدند . بعد از دو سال او را از قلعهء قهقهه به قلعهء اسطخر شيراز بردند ، و خان احمد همچنان در آن قلعه محبوس بود ، تا شاهطهماسب درگذشت ، و قضيّهء شاه اسماعيل دوم نيز واقع شد ، و چون در سال 985 نوبت سلطنت به سلطان محمد خدابنده رسيد ، او را بسبب خويشى با ملكهء مهد عليا مستخلص گردانيد و با خود به قزوين آورد .
و از نظر شفقتى كه به او داشت ، خواهر خود شاهزاده مريم سلطان را به عقد وى درآورده او را به حكومت گيلان فرستاد ، در سال هزار هجرى شاهعباس اول بعللى بر خان احمد خشم گرفت و دو تن از سران قزلباش را بتسخير گيلان فرستاد و او چون ياراى پايدارى نداشت ، از راه شروان به خاك عثمانى گريخت .
ازآنپس سلطان عثمانى و رجال دربار او مكرر بتحريك خان احمد به شاهعباس نامهها نوشتند ، و خواهش كردند كه حكومت گيلان را بوى بازدهد ، ولى شاهعباس خواهش ايشان را با جوابهاى زيركانه رد كرد ، و وى در استنبول بسال 1005 هجرى درگذشت .
در ميان سلاطين دار المرز كسى بمرتبهء خان احمد نبوده و دربار او را به جهت
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 627
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٢٧