نوشت ، و قدوم او را به هندوستان خواستار شد . جواهر رقم خواهش شاهجهان را بسمع قبول بشنود و قطعهيى به طول و عرض يك و نيم ذرع به خط زيبا نوشت ، و تذهيب كرد ، و از پيش بارمغان فرستاد كه چند بيت آن اينست و من آن را در يكى از شهرهاى تركستان نزد اميرى ديدهام :
قاصد رسيد و ساخت معطر مشام من * وز حسن نامه داشت مگر نافهء ختن . . .
اقبالنامهايست ز سلطان كامگار * شاه جهان مظفر آن زبدهء زمن . . .
منت خداى را كه همى از عطاى تو * آيم به حضرت تو بتأييد ذو المنن . . .
و از پى سوى هندوستان روان شد ، و بدربار شاهجهان رسيد ، و محبتها ديد ، و بخطاب جواهر رقم و بمنصب كتابدارى مفتخر شد ، و معادل سيصد تومان مواجب يافت ، و در جهانآباد بتحرير كتب و قطعات اشتغال داشت . از جملهء آثار او كه جهت شاهعباس و شاهجهان نوشته و ديدهام عبارتست از :
چهارده جزو از شاهنامهء فردوسى روى كاغذ عادلشاهى ، منطق الطير شيخ عطار روى كاغذ خانبالغ بالوان مختلف ، ديوان امير خسرو دهلوى برنگ زنگار روى كاغذ ختايى ، غزليات شيخ سعدى روى كاغذ فرنگى ، ديوان حافظ روى كاغذ سمرقندى ، ديوان جامى روى كاغذ چينى ، حديقة الحقيقهء سنايى كه در افغانستان ديدم ، مثنوى مولانا كه در اصفهان ديدم ، خمسهء نظامى روى كاغذ ترمه كه در قندهار نزد اميرى ديدم ، و بعضى از قطعات وى كه ديدهام اينست :
قطعهيى كه جهت شاهعباس برنگ زردروى كاغذ سبز سير نوشته و بيت اول آن اينست :
شها ز چشمه تيغ تو چرخ نيرنگى * بشست دامن دوران به آب يكرنگى