ديگو :
« مير حسين تبريزى ، سهوى تخلص مىكرده است ، ور زمان فترت از تبريز به كاشان و از كاشان به هندوستان رفته و در آنجا درگذشته است . اين بيت از اوست :
طرفه حاليست كه دارد شب هجران عاشق * خواب ناكردن و صد خواب پريشان ديدن
ديگر :
« عبد اللّه بن مير على - واضعزاده بلقب شكرينقلم ملقب بوده ، در متانت و استحكام خط و در غالب فنون بر امثال و اقران خود فائق آمد ، در حكمت و عرفان و قواعد انشاء و انشاد ، صدرنشين محفل ارباب يقين گرديد ، حكيم جعفر هروى و استاد مولانا اظهر شاگرد اين شخص مىباشند . اگرچه واضع خط پدرش بود ، لكن بعضى رموز و نكات باقى مانده بود كه آنها را اين پسر تمام كرده و بالاستحقاق وارث پدر گرديد .
صورت قطعهايست كه او بوزير وقت خود نوشته :
اى وزيرى كه فلك حلقه به گوش در تست * خود فلك را چه درى بهتر از اين مىبايد
پرتو راى تو را ديد خرد گفت مرا * چه مبارك سحرى بهتر از اين مىبايد
توأمان چون ز غلامان كمربستهء تست * بر ميانش كمرى بهتر ازين مىبايد
خواست تا جلوه دهد وصف تو طاوس ضمير * ليكنش بالوپرى بهتر ازين مىبايد
صاحبا خاطر وقاد قدر قدرت تو * با دعاگو قدرى بهتر ازين مىبايد »