تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
فصل هفتم علما و نويسندگان . فصل هشتم خوشنويسان . فصل نهم مطبوعات . فصل دهم رمان و افسانه . فصل يازدهم اشعار و امثله و حكايات مازندرانى . فصل دوازدهم انجمن ادبى . فصل سيزدهم شعراى تاجدار . فصل چهاردهم مآثر شعراى گذشته . پانزدهم شرح حال و آثار ادباى معاصر . مؤلف در سبب تأليف آورده است كه : سالها بدين اميد و آرزو بودم كه دانشمندان و اساتيد عصر عطف توجهى بتأليف تاريخ ادبى مازندران نموده و چنان كه شايسته است با قلم شيواى خود ملتى را سرافراز و از سرگشتگى حيرت آسوده و جمعى را از دريوزگى بر در اين‌وآن بىنياز سازند . دريغ كه روزنهء اميدى بازنگشت ، و شاهد مقصود از پس پرده بدرنيامد ، و گوشهء چشمى بما نشان نداد ، چشمم در راه اين انتظار سفيد شد و بوى پيراهنى بمشامم نرسيد ، گاهى اين سوداى خام بسرم مىافتاد كه با بضاعت مزجاة و خبرت ناقصى كه درين‌باب داشتم ، مدد از كردگار خواسته و از خود رطب و يابسى بهم بافته و در اين موضوع دفترى بنويسم ، باز به خود مىگفتم :
اى مگس عرصهء سيمرغ نه جولانگه تست * عرض خود مىبرى و زحمت ما مىدارى
بالاخره پس از سالها نوميدى ، آشفته‌وار دلى به دريا زده در غيبت مهر تابنده شب‌پره‌سان بازيگر ميدان گشتم ، و يادداشتهاى چندسالهء خود را كه عمر گرانمايه در بدست آوردن آن خرج كرده بودم در اين وجيزه درج نموده و هديه به پيشگاه خداوندان ادب ساختم ، تا از سر غيرت برخيزند و بپاس حرمت علم و ادب نگذارند چنين نگين سليمانى بدست اهريمنى افتد » .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 520 | أحمد گلچين معانى