37 - در متن ( ص 83 ) مذكورست كه : « نواب آصفخان جعفر كه نام اصلى او ميرزا قوام الدّين محمدست . . . خواجه شاپور رازى يا تهرانى با تخلص فريبى از خويشان شاعر اخير الذكر كه نيز در عهد جهانگير شاه در هند وفات يافت » .
نام اصلى آصفخان ميرزا قوام الدّين جعفرست ، و خواجه شاپور تهرانى كه در آغاز فريبى تخلص مىكرده و بعدا آن را به شاپور تغيير داده است ، بههيچوجه با ميرزا جعفر آصفخان قزوينى خويشاوندى نداشته ، بلكه فرزند خواجه احمد تهرانى كلانتر رى در زمان شاهطهماسب و پسر عم اعتماد الدولهء جهانگيرى ( - خواجه غياث الدّين محمد بن خواجه محمد شريف ، هجرى رازى ) بوده است ، ( ر ك : تذكرهء ميخانه ، ص 537 ) .
38 - در متن ( ص 88 ) مسطورست كه : « . . . قديمترين طرح اين موضوع كه به اطلاع ما رسيده ، مثنوى محمود و اياز منسوب به فخر الدّين على صافى است » .
فخر الدّين على صفى است و غلط ترجمه شده .
39 - در باب محوى مؤلف را غريب اشتباهى دست داده است ، كه در شمار رباعىسرايان بعد از سحابى استرآبادى ( ص 140 - 141 ) مىنويسد : « . . . ديگر ملّا عبد الواسع اردبيلى متخلص به محوى كه در جوار همدان تولد يافت ، و در اردبيل تحصيلات كرد ، و زمانى طولانى در هند گذراند ، و در 1016 ه . در همدان وفات يافت » .
محوى اردبيلى شاعرى غزلسرا بوده و نامش عبد العلى است ، و هيچگاه به همدان نرفته و در همدان نيز وفات نيافته است ، بلكه وى در برهانپور هندوستان در بيست و هفتسالگى برحسب پيشبينى خود كه درين بيت كرده بود ، و دمادم مىخواند درگذشت :
رهى در پيش دارم كآخر عمرست انجامش * بهرجا مرگم آسايش دهد ، منزل كنم نامش
( تذكرهء ميخانه ، ص 869 )
و امّا آن محوى كه مانند سحابى استرآبادى رباعياتش در عصر خود مشهور