اوقات را در تحقيق احوال ابرار و اخيار مصروف داشته ، و از بحار فوائد و اشعهء انوار عوايد ايشان اغتراف و اقتباس مىنمود ، تا آخر بنا بر وفور خواهش خود و اشارهء بعضى از دوستان ، خاطر بدان قرار گرفت كه تذكرهيى جمع سازد از نظم و نثر ، تا زمان حال را كارى و ايام مستقبل را يادگارى باشد ، و بعد از شش سال كه ليلا و نهارا بدان مواظبت شد ، كتابى بحصول پيوست مملو از اشعار و اخبار و حكايات و آثار كه هر صفحهاش گلزاريست روحافزا كه دماغ اهل خبرت را معطر مىدارد ، و هر ورقش چمنى است خرم و زيبا كه ديدهء ارباب بصيرت را منور مىسازد .
نظم
بدانى چو نيكو در او بنگرى * كه جان كندهام تا تو جان پرورى
امين احمد رازى بمنابع و مآخذ زيادى دسترس داشته و مورد استفادهء خود را از هريك در جاى خود مذكور داشته است .
قسمتى ازين كتاب در سه جزء بسالهاى 1918 و 1927 و 1939 تا اقليم سوم ( شيراز ) و ترجمهء پرتوى شيرازى در 311 صفحه با حواشى انگليسى در كلكته بطبع سربى رسيده ، و قسمتى تا اقليم سوم ( غزنين ) و ترجمهء مير محمد خان از طرف وزارت فرهنگ ( سابق ) بسيار مغلوط و بىقاعده در 328 صفحه در شركت سهامى چاپ ( طهران ) منطبع گشته و تمام آن بسرمايهء كتابفروشى ادبيهء طهران با تصحيح و تعليق جواد فاضل بسال 1340 شمسى بچاپ بسيار مغلوطى رسيده بهطورىكه در تاريخ مطبوعات ايران هيچ كتابى به اين رسوايى از كار درنيامده است . چيزى كه در آن نمىتوان يافت ، كلمهء صحيح ، نام صحيح و شعر صحيحست ، و از حواشى و تعليقات هم اثرى در آن مشهود نيست ، و با آنكه نسخههاى خطى اين تذكره بكمال وفور در تمام كتابخانههاى عمومى و خصوصى موجود بوده ، نسخهء مغلوط و نامضبوط كتابفروشى ادبيه با هيچيك از آنها مقابله و تصحيح نشده بلكه مقدار زيادى اغلاط مطبعى هم بر آن افزوده شده و غلطنامه ندارد .