[ ق ]
قند پارسى تأليف مولوى عبد الغفور خان بهادر متخلص به نسّاخ در اواخر قرن سيزدهم
بعضى از تذكرهنويسان متأخر هندوستان قند پارسى را در شمار مآخذ خود مذكور داشتهاند « ر ك : تذكرهء اختر تابان ( ص 4 ) و نگارستان سخن ( ص 161 ) » و چون اين دو كتاب در بهوپال تأليف و طبع شده است ، بطور قطع تا پايان قرن سيزدهم نسخهء آن در آن سامان وجود داشته ، ولى بالفعل در هيچيك از فهرستها ذكرش نيامده است .
ترجمهء مؤلف :
« نساخ مولوى عبد الغفور خان بهادر بدين تخلص متخلص ، جوهر ذهن رسايش باعراض انواع علوم و فنون مختص ، از ارشد تلامذهء ضيغم و وحشت ، والدش قاضى فقير محمد مرحوم وكيل عدالت ، و برادرش مولوى عبد اللطيف خان بهادر در فرمانروايى فرنگ عظيم المنزلت ، طبع نسّاخش خط نسخ بر نظم و نثر اقران كشيده ، چشمهء فيضش بسان قند پارسى مرغوب دل شاهدان عشرت گرديده ، مولدش دارالحكومت كلكته يوم عيد الفطر سنهء الف و مأتين و تسع و اربعين ( 1249 ) است ، و بكسب علومش مدرسهء همان بيت الرئاسة نزهت آيين ، درين اوان از جانب سركار انگلشيه بتعهد كلكترى و مجستريتى ملك و مال ضلع جهانگير نگردها كه را منصرم و ناظم و زبانش بدين نسق نغم مترنم :
( منتخبى از آن نقل مىشود )
با تو شكايت غم هجران گناه من * با من بيان وصل رقيبان گناه كيست
مطلعى مرصّع كه بسى و دو طريق توان خواند ( ؟ )