تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
در عقائد و تحسين اخلاق و مطلوب الاطباء ترجمهء موجز در زبان هندى ، در شهرت بر روى خود گشوده . فائده - مخفى نماند كه دخل و اعتراضى كه واصف بر كلام شعرا بكمال شوخى و بىباكى در تذكرهء خود نوشته بود ، اكثر آن را بحسب مناسبت مقام درين رساله نگاشتم ، و همت بر اجوبهء آن گماشتم ، اكنون خدشات باقيه كه بنام ديگر سخن‌طرازانست مع چند پالغز او درينجا ارقام مىسازم و بضيافت طبع نكته‌فهمان مىپردازم . « گلزار اعظم ، ص 397 - 399 » در دنبال اين مقال از صفحهء 399 تا 425 بمحاكمهء واصف و رد نظرهاى او پرداخته آنگاه مىنويسد : « تنبيه - بر نكته‌سنجان انصاف‌پسند واضح باد كه هنگام تحرير اين اوراق سه نسخه معدن الجواهر واصف كه يكى را بدست خود نوشته باينجانب گذرانيده بود ، و ديگر دو نسخه كه به نظر تصحيح خود درآورده به مير مبارك اللّه خان بهادر راغب و سيد غلام دستگير مترجم سوپريم كورت فرستاده بود ، نزد خود مىداشتم تا احتمال نسيان و سهو القلمى معترض بخاطر ناظران اين رساله راه نيابد ، و هيچ‌گونه معذرتش مقبول سخن‌فهمان نشود . كلام بلاغت انجام واصف به اين صفت موصوفست :
عاشق كه شكرين دهنت را چو پسته گفت * تشبيه تازه‌يى به زبان شكسته گفت »
براى ملاحظهء بقيهء اشعار واصف و اعتراضات خان اعظم بر كلام او ، ر ك : تذكرهء گلزار اعظم ص 425 تا 429 ، و بنده غير ازين يك مطلع كه مذكور افتاد چيزى از اشعار او را قابل انتخاب و نقل درين كتاب ندانستم ، و آن هم از ناچارى بود . واصف كتاب ديگرى بتازى تأليف كرده است بنام حديقة المرام در تذكرهء علماء و امرا و شعراى مدراس و حيدرآباد ، و درين كتاب در ترجمهء خان اعظم مىگويد كه او كتابى تصنيف نكرده « فنسبة تصنيف كتاب اليه بهتان عظيم » و تأليف گلزار اعظم را