تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

ترجمهء مؤلف :

همو مىنويسد : « واصف تخلص مولوى محمد مهدى پسر محمد عارف الدّين خان رونق است ، در سنهء يك‌هزار و دوصد و هفده هجرى در مدراس از بند عدم آزادگى يافت ، و بعد فراهمى سامان شعور ، عنان عزيمت به تقيّد وحشيان علوم متفرقه تافت كتب فارسيه و مشق سخن پيش پدر خود گذرانيد ، و علم عربى از صرف و نحو و منطق و معانى و عقائد و فقه و حديث و تفسير به خدمت علماى اين ديار مثل مولوى سيد عبد القادر حسينى و مولوى عبد الرحمن و شيخ محمد علام و مولوى يوسف عليخان و مولوى قاضى الملك بهادر و مولوى مدار الامراء بهادر بسند رسانيد ، در زبان انگريزى هم مهارتى پيدا كرد و استعداد نمايان درين فن بر روى كار آورد ، در عالم طفلى با پدر خود از مدراس برآمده ، چندى در اضلاع جداگانه روزگار بسر برد ، و در عمر هفده‌سالگى باز وارد اين ملك گشته پاى اقامت افشرد . در اوائل حال بوسيلهء حاجى - الحرمين مولوى تراب على نامى در مدرسهء كمپنى بعهدهء تعليم نوجوانان ولايت فرنگ ملازم گرديد ، و درين خدمت هفده سال كامل اوقات خود را صرف گردانيد ، پس ترك نوكرى گرفته مدد معاش حاصل ساخت ، و بتدريس طلبه و تأليف و ترجمهء رسائل پرداخت ، درين اثنا بارى جانب ترچناپلى عرف نتهرنگر رفت ، و از مولوى سيد جام عالم واعظ برخورده ، دست ارادت به او داده ، خلافت طريقهء علّيهء قادريه و اجازت وعظ ازو گرفت . در سال يك‌هزار و دوصد و شصت و دو هجرى بتوسل مير مجلس شعرا داخل محفل مشاعرهء اعظم ( - مؤلف ) شده از ملازمت اين سركار چهرهء اعتبار افروخت ، و رفته رفته از خدمت مترجمى محكمهء عاليه و اضافهء مشاهره مايهء مباهات اندوخت . كتاب دليل ساطع مشتمل بر حل لغات هندى ، و دليل الشعراء محتوى بر الفاظ و محاورات فارسى ، و حكايات دلپسند ، و رقعات واصفى ، و گلزار عجم - يعنى مختصر برهان قاطع ، و املانامهء واصفى ، و تذكرهء معدن الجواهر در عبارت فارسى تحرير نموده و بتسطير روضة العابدين ترجمهء جلد اول در مختار و ترجمهء آداب الصالحين و خلاصة التكميل