تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
از راقم حاصل ساخت ، كتب عربيه به قدر احتياج از علماى اين ديار مثل قاضى الملك بهادر و مولوى مدار الامراء بهادر و مولوى يوسف عليخان و غيرهم خواند ، و علم طب از برادر خالاتى خود حكيم احسن الدّين خان و مولوى مهتمم الدوله بهادر مير مجلس اطبا بسند رسانيد ، در زمرهء اطباى سركارى انسلاك دارد ، و هم غزل طرحى در محفل مشاعرهء اعظم مىآورد ، مرد قوى حافظه و زودبيان و تيزمزاج و چرب‌زبانست ، همتش اكثر مصروف تداوى عليلان مىباشد ، و بتدريس كتب طبيّه هم اشتغال مىنمايد . تذكره‌يى بكمال اختصار بطور بياض ترتيب داده و نامش معاصر الشعراء نهاده ، در سخن‌سنجى چنين لياقت دارد :
شود گنج قناعت حاصل اندر ترك مطلبها * كه آب گوهر عزت بود در بستن لبها
* * *
تا ثبات دهر را ديدم بسان نقش آب * مىنمايد پيش چشمم اوج دولت چون حباب
* * *
عاشق حسن خداداد تو اى حور سرشت * ديدهء خود ز تماشاى جهان دوخته است
* * *
كار و بار دولت دنيا بود در پنج روز * زندگى را كن بانگشتان دست خود شمار
* * *
شد هوادار من خاك‌نشين چشم پرآب * چون بدل جذبهء عشق تو فرستاد آتش
( از مجموع چهارده بيت انتخاب شد ) « گلزار اعظم »
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 273 | أحمد گلچين معانى