نسخه : ذيل ريو ، ش 127 تاريخ 1259 ( ظاهرا نسخهيى كه بمنوچهر خان پيشكش شده است ، با تصوير او كه داخل جلد نقاشى شده ) و ش 128 تاريخ 1263 ه .
( درين نسخه شروع مطلب از 1259 است تا مرگ منوچهر خان در غرّهء ربيع الاول 1263 ه . و نوزده ترجمهء اضافى ) « 1 » .
« استورى ، 1 : 902 » .
دانشكدهء ادبيات [ 9 - ب ] مورخ 1274 ؛ مجلس ، ش 1192 مورخ 1259 ؛ نسخهء آقاى جعفر سلطان القرائى كه حاوى يكصد و شش ترجمه است ؛ ملك ، ش 4315 .
نمونهء تراجم اين كتاب در ذيل مدايح معتمدى تأليف ملا على فناى اورجانى كه انتحاليست از مدايح المعتمديهء بهار اصفهانى مسطورست .
بهار اصفهانى تذكرهء ديگرى بنام يخچاليه دارد كه در جاى خود ذكرش خواهد آمد .
ترجمهء مؤلف :
سيد عبد الواسع صفاى زوارهيى مؤلف تذكرهء انجمن روشن ترجمهء بهار اصفهانى را با تخلص فرهنگ چنين نگاشته است :
« فروغ پنجم در گزارش روزگار فرهنگ و . . . و . . . و . . است :
فرهنگ گلستان نهادش از گوناگون گل رشك كارگاه انگليون و ارژنگ است ، محمد علىاش نام و سخنان شيرين و گفتههاى شكرآيينش دلهاى دوستان را دامست ، از هر انگشتش هزاران هنر آيد ، و فرمان بزرگ پيامبر را به زروزيور آرايد ، در سالهاى گذشته كه پايهء اورنگ گرانسنگ شهريارى از پادشاه جم سپاه جهاندار محمد شاه قاجار كه روانش با مرغان بهشتى بر يك شاخسار باد ، آب و رنگ داشت ، منوچهر خان معتمد الدوله را بكارفرمايى سامان اسپهان بازداشتند ، سخنسنجان آن سامانش
هامش
( 1 ) - عدهء اضافى كسانى هستند كه در رثاء منوچهر خان شعر گفتهاند .