شعر فارسى و سلاطين و امرا مهاراجه سركشن پرشاد بهادر يمين السلطنه متخلص به شاد
رسالهايست مشتمل بر تراجم چهل و يك پادشاه و پانزده امير شاعر كه نخست به صورت خطابه در جلسهء مورخ 19 ربيع الاول سال 1346 ه ق ، شعبهء جامعهء معارف ، در حيدرآباد دكن ايراد شده ، و در اعظم استيم پريس ، چهار مينار واقع در حيدرآباد دكن در پنجاه و شش صفحه بقطع رقعى و طبع سنگى انتشار يافته است .
مهاراجه سركشن پرشاد صدر اعظم سابق دكن از دانشمندان بنام هندوستان و علاقهمندان به زبان فارسيست و در شعر شاد تخلص مىكند .
وى در پايان رسالهء مزبور مىنويسد كه : « در آخر چند شعر از ديوان فارسى خودم هم عرض مىكنم ، شما مىدانيد كه خانوادهء من علاقهمند به فارسى بوده و جدّم راجهء راجايان مهاراجه چند و لعل در فارسى صاحب ديوانست ، من هم ارثا عاشق فارسيم .
غزل اول
گر تو مىخواهى شوى در عشق جانان مرد فرد * از هواى ما سوى اللّه دل ببايد كرد سرد
نيكنامى عاشقان را موجب ذلت بود * گر تو خواهى عزتى ، حاشا ز بدنامى مگرد
از براى درد عشق خويشتن پيدات كرد * درد عشقش گر ندارى تو نيى و اللّه مرد
و اصل جانان كسى باشد كه حاصل كرده است * درد در دل ، آه بر لب ، چشم پرخون ، رنگ زرد
گر تو مىخواهى كه خواند هركسى عاشق ترا * درد دل اى شاد بايد ، درد بايد ، درد ، درد