چو ابر و غنچه و بدر و هلالم در خيال او * گهى گريان گهى خندان گهى فربه گهى لاغر
مگر در درگه خسرو گذارم از جفاى او * جبين بر خاك و جان در راه و سر بر پاى و رخ بر در
بود ايمن بعهد دولت و جاه و جلال او * غنم از گرگ و گور از شير و كبك از باز و خير از شر
مه است و انجم و خورشيد و گردون بزم قدرت را * يكى شمع و يكى نقل و يكى عود و يكى مجمر
ترا باشد بزين در روز رزم و جنگ و كين رخشى * فلك سير و جهانپيما و هامون گرد و كه پيكر
گه سير و سكون و رفتن و جستن سبق برده * هم از آب و هم از خاك و هم از باد و هم از آذر »
« مجمع الفصحا ، 2 / 429 »
شعراى معاصر ايران تأليف على نورىزاده مدير سالنامهء خورشيد
چاپ تهران ، سربى ، رقعى ، 142 ص ، « فهرست مشار » .