( و پس از توضيح و تمثيلى در باب توارد ) مىنويسد :
« طور تحرير وارسته نطق مىكند كه او ( ) مرديست طعّان ، دريده - دهان ، خردهگيرى موزونان شعار خود ساخته ، و زبان خود را از دندان مار و دم عقرب پيش برده » .
مير عبد القادر سمرقندى تلميذ مير آزاد در رسالهء تاديب الزنديق ( كه در رد وارسته است ) مىطرازد كه : انسان اشرف مخلوقات الهى است ، و مستعد كمالات نامتناهى ، اگر مقصد خودنمايى و تفوق بر اقرانست ، كمالات بسيار در عالم افتاده كه به تحصيل و تكميل يكى از آنها سرمايهء خودنمايى توان بدست آورد ، و رايت رجحان بر اقران توان افراشت ، چه لازم كه اين كس بتحقير ديگران بزرگى خود جويد ، و عيبجويى ياران هنر خود سازد ، اين كمال نيست ، بلكه عين نقصانست ، حضرت آزاد فرمايد :
عيب مردم فاش كردن بدترين عيبهاست * عيبگو اول كند بىپرده عيب خويش را »
و فقير عجب چيزى مشاهده كردم ، كه هندوانى كه تقليد اسلاميان مىكنند ، و در علوم اسلاميان تواليف بقلم مىآرند ، چون عنوانات تواليف اينها از فروغ نعمت سيد المرسلين صلى اللّه عليه و آله و سلّم عارى مىباشد ، پيشانى كتاب نور ندارد ، و پر ظلمانى مىنمايد ، چنانچه دو نسخهء وارسته به نظر درآمد : يكى مصطلحات شعرا دوم جواب شافى ( كه ظاهرا پاسخى است به مير عبد القادر سمرقندى ) عنوان هر دو از حليهء نعت عاطل است ، هندوان را بايد كه بر حد خود باشند ، و در علوم خود تصنيف و تأليف كنند ، و اگر در علوم اسلاميان دخل مىكنند ، بايد كه اول دولت ايمان حاصل كنند ، و بعد از آن زبان قلم را بعلوم اسلاميان آشنا سازند » .
« تذكرهء بىنظير ، ص 7 - 5 »
تصور مىكنم كه اين بحث انتقادى در معرفى تذكرهء وارسته خيلى بما كومك كرده باشد .