تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
سواد نقوش مخلوقات منقش ساخته . . . » در سبب تأليف و تاريخ اتمام آن گويد : « اين سفينه كه معدن نوادر افكار و مخزن جواهر اشعارست ، حسب الفرمان قضا جريان نواب اشرف اقدس همايون شاهنشاهى صورت تأليف و معنى تنظيف پذيرفته . . .
سر كشورگشايان شاه‌عباس * كه شد اسكندر صد خضر و الياس جهان در دست چون انگشترينش * ولى الامر دين نقش نگينش گشاده‌روى عالم در زمانش * نديده چين جز ابروى كمانش ز معمارى عدل او در ايران * نباشد جز بناى ظلم ويران نبيند هيچ‌كس در شهر و كويى * به غير از چشم خوبان فتنه‌جويى نمىريزند خون‌ريزان ايّام * بجز خون صراحى در دل جام فرودستان ز ترك پرتطاول * چنان ايمن كه خار از آتش گل
. . . در اول سنهء هزار و بيست و هشت . . . در دارالسلطنهء صفاهان . . . طبع همايون آن شاه دين‌پناه را ميلى باستماع اشعار بهم‌رسيد ، صاحب فطرتانى را كه در سرير اعلى حاضر بودند ، مأمور بانتخاب اشعار گرانمايهء استادان بلندپايه نمودند ، از آن جمله اين قليل‌البضاعهء عديم الاستطاعه اعنى فقير حقير محمد صادق الشهير بناظم التبريزى باميد اينكه شايد وسيله‌يى به جهت تقبيل آن آستان ملائك آشيان و قبول خدمت بساط عزت بدست آورد ، همت برين گماشت كه دواوين متقدمين و متاخرين را ورق به ورق و بيت به بيت گرديده منتخبى از آن جمله كه لايق آن بزم بهشت آيين تواند بود فراهم آورد .
به پوست تخته و كشكول از براى سخن * جهان بگشتم كاينك منم گداى سخن ز نقد عمر عزيزم هرآنچه رايج بود * به رونماى سخن رفت و در بهاى سخن