بناى سخن راست ركن تمام * يكى صادق القول صدّيق نام
بحيرت فرورفته خلقى ازو * ورا حيرت آمد لقب بهر او . . .
بفكر رسا و بطبع بلند * بنظم ثريا فگندى كمند
به طرز نوى نكتهپرداز شد * چو بلبل اداسنج اين راز شد . . .
درين عصر و آوان بملك بخار * بخردى نشد كس بدين اقتدار
كه در نظم و نثرست صاحبهنر * ز اقسام ديگر هنر باخبر . . .
در آن دم كه مىبود تهذيبخوان * بعقبى خراميد آن نوجوان . . .
الخ »
و در پايان هر منظومهيى كه در ترجمهء حال شاعرى سروده نمونهيى از آثار او را نقل كرده است .
صدر الدّين عينى در ترجمهء وى مىنويسد : « ضياء پسر داملا عبد الشكور آيت است كه از متفردين استادهاى زمان خود بوده ، صاحب ترجمه در سايهء تربيت و ايهء پدر كسب كمال نموده ، بعد از وفات پدر بيش از پيش بگردآورى خزائن فضائل كوشيده است .
ضياء از جملهء علماى ترقىپرور بشمار مىرود ، بنابراين امير عالم در سال 1917 براى اجراى فرمان اصلاحات ، مومى اليه را در بخارا قاضى كلان كرد ، چون امير از فرمان نشر كردهاش نكول نمود ، ضيا را نيز معزول كرده ظاهرا در قارشى قاضى را حقيقة از بخارا تبعيد نمود .
بمناسبت واقعهء قالسوف در سال 1918 ماه مارت مومى اليه را مع برادرش در قارشى حبس و برادرزادهاش را قتل كرد ، بعد از هفتاد روز محبوس شدن بعنوان نظر - بندى به شهر سبز قاضى كرده در زير نظارت عم خود اكرم خان كه در آنجا حاكم بود سپاريد .
بعد از انقلاب كبير بخارا به بخارا آمده بخدمتهاى حكومت شورايى مشغول شد ، ضيا شعر را كم مىنويسد ، در نظم اثر نمايانش تذكرة الشعراى منظومه است