آگه ز گذشتگان نگشتيم * اين قافلهها درا ندارد
از عدل خداست اينكه سلطان * نان دارد و اشتها ندارد
دست طلبش رسا فتادست * دريوزهگرى كه پا ندارد
اين جوش و خروش ظالمان چيست * گر چوب خدا صدا ندارد
* * *
روشن نفسم ، فكر شب تار ندارم * آيينه صبحم ، غم زنگار ندارم
از دولت عشق تو زيانم همه سودست * با سود و زيان دوجهان كار ندارم
* * *
مىكرد كاش چارهء چين جبين تو * موجى كه مىزند عرق انفعال من
* * *
پريدنهاى رنگ از جلوههاى كيست ، مىدانم * طپيدنهاى دل ز آواز پاى كيست مىدانم
به چشم هر دوعالم حلقهء بيرون در باشد * حريم سينهام خلوتسراى كيست مىدانم
* * *
زد نقش سخن سكهء جاويد بنامم * از صفحهء دلها نشود محو كلامم
تذكرهء مميز قرن 13
شامل تراجم مختصرى از شعراى قرن سيزدهم با منتخبى از آثار ايشان بدون هيچ ترتيبى .