نغز بنيادت منور همچو كاخ آسمان * طرفه ايوانت مزين همچو عرش كبريا
سطحت از وسعت تعالى اللّه جهان اندر جهان * سقفت از رفعت وقاك اللّه سما اندر سما
آب صافت جانفزا چون چشمهء آب حيات * خاك پاكت عطرسا چون نافهء مشك ختا
طعنه بر گردون زند هر غرفهء تو ز ارتفاع * خنده بر جنت زند هر صفحهء تو از صفا
در رواق عاليت سبّوحگويان قدسيان * بر بناى محكمت احسنتگويان انبيا
از شبستانت شبستان فلك را زيب و فر * وز چراغانت قناديل كواكب راضيا
پاكدامانان بزم زهد را بيت السّرور * پاكزادان سراى قرب را خلوتسرا
كعبهء دين مفتخر از زيبت اى زيبنده كاخ * سقف كسرى منهدم از قربت اى عالىبنا
كعبه را گر هست فخرى كش بود بانى خليل * اينك آمد بانى تو سبط فخر انبيا
نايب مهدى سمّى قبلهء پنجم كه گشت * از علو قدر محرم در حريم كبريا
سيد دوران و فخر عالم و فرّ جهان * مقتداى دهر و كيهان را امام و پيشوا
اختر برج شريعت شمع تقوى را فروغ * گوهر كان حقيقت بزم ايمان راضيا . . . الخ »
« مآثر الباقرية »