افتخار دولتآبادى تاريخ فوت طبيعت را شانزدهم محرم سنهء خمس و خمسين و مائة و الف ( 1155 ) ثبت كرده است . رك : تذكرهء بىنظير ، ص 86 .
ازوست :
چو تاك از سبزپوشيهاى خود فكر دغل دارم * لباس صالحان و شيشهء مى در بغل دارم
نيز رك : شمع انجمن ، ص 276 و تذكرهء حسينى ، ص 199 - 200 .
تذكرهء طلعت اثر بانو طلعت عنقا « اعتماد مقدم » در 1339 ه ش
شامل يك مقدمه و ذكر يكصد و هفتاد و چهار شاعر كه بعضى از آنها داراى تراجمى مختصر هستند و برخى ديگر و بلكه بيشتر بدون ترجمه مذكورند ، از ميرزا نصر اللّه آبانى تا همايون خوانسارى .
در تراجم اين كتاب هيچگونه دقتى نشده و حتى اشعار مشهور را هم صاحب تأليف بغلط ضبط كرده است .
ترجمهء عرفى همه چيزش غلط است ، اولا او را سيد نوشته و خطاست ، ثانيا مثنوى مجمع الابكار او را كه در برابر مخزن الاسرار گفته شده ، بر وزن خسرو شيرين نوشته و از همه عجيبتر اينكه مىنويسد :
« . . . بقرار مسموع كه تا حدى هم مقرون بحقيقت است ، مدفنش در دارالمؤمنين طالقان قزوين در ناحيهء كركبود مىباشد » .
همه مىدانند كه عرفى بسال 999 در هند وفات يافته و پس از سى سال استخوانهاى او را به نجف بردهاند و رونقى همدانى درينباب قطعهيى گفته كه خيلى مشهورست و بيت آخر آنكه شامل مادهء تاريخ است اينست :