مثنويهاى شهاب كه در مقدمهء ديوان خود ( نسخههاى مجلس ، مركزى ، فرخ ) از آنها نام برده بدين شرحست : 1 - خسرو و شيرين 2 - يوسف و زليخا 3 - بهرامنامه 4 - تذكرة الشعراء 5 - عقد گهر ( در نجوم ) 5 - مرادنامه ( در ذكر وقايع علىمراد خان زند ) .
و از آثار منثور او تذكرة الوزرا و تاريخ مجدول است .
ديوانش مركبست از قصيده و غزل و قطعه و رباعى كه بيشتر آنها در هجو اشخاص گفته شده و از آن جمله است :
جمعه با زوجهء خود گفت شبى * كه مرا بر تو ز آدينه شكيست
زن به دو گفت دو بينى بگذار * پيش ما جمعه و آدينه يكيست
* * *
ز بهر تاختن در وادى هجو * سمند طبع را چون رام كردم
ترا خر خواندم و گشتم پشيمان * كه آن بيچاره را بدنام كردم
* * *
مهردار و دوات دار الملك * بسكه دائم رسوم مىجويند
گر بر ايشان كسى سلام كند * و عليك الرسوم مىگويند
* * *
پيغمبر ما داده ز دجال نشانها * تا امّت بيچاره در اضلال نباشد
اين مهدى يكچشم كه آمد ز صفاهان * اى خلق ببينيد كه دجّال نباشد
براى ترجمهء احوال و ملاحظهء آثار وى رك : تذكرههاى عصرى بخصوص مجمع - الفصحا ( 2 / 253 ) و از همه مفصلتر ارمغان سال سيزدهم ، سلسله مقالاتى بقلم بهار خراسانى و محيط طباطبائى .
دو پسر شهاب ميرزا مرتضى محجوب و ميرزا اختيار شهابى نيز شاعر بودهاند و ذكرشان در مجمع الفصحا آمده و ميرزا اختيار صاحب تذكرهء حديقة المدائح است كه ذكرش خواهد آمد .