ناصر صفاهانى گفت در شعر دوم مصرعهء اوّل بادهء كهنه و ديرينه شده بادهء جوان و پير به غير سند معتبر نيست ، گفتم مولوى غنى عالم متبحر و شاعر بىبدلست ، يقين مىدارم كه به غير سند نبسته باشد ، فرمود به غير سند دلم قرار نمىگيرد چرا كه بسيار علما و شعرا را دشواريهاى شعر در خلل مىاندازد ، گفتم اگر دل جناب به غير سند سكون نپذيرد ، سند بادهء جوان و پير از مير معز فقير پيش مىكند :
چه باك از آنكه جهان سرد گشت و ناخوش شد * كه خانه گرم و مغنى خوشست و باده جوان
* * *
آنكه در پيرانه سر دارد جوانى آرزو * بادهء پيرش ز ساقى جوان بايد گرفت »
« سخنوران چشم ديد ، ص 91 - 92 »
تذكرهء شعراى قاينات تأليف ضياء الدّين قايناتى معاصر
يادداشتهاييست از سى شاعر قاينات و استورى در فهرست خود ( 1 / 923 ) از آن نام برده و مراجعه داده است به فهرست نذير احمد شمارهء 80 ( مجموعهء و ، ايوانف تاريخ نسخه 1330 ه ق كه از روى دستنويس مؤلف نوشته شده است .
در فهرست مركزى دانشگاه تهران ( ج 10 ص 1949 ش 3012 ) از نسخهء ديگرى نشان دادهاند كه شامل تراجم سى و هفت شاعر قاينى است .
و اين هر دو نيمى از مقالت چهارم كتاب بهارستان است در تاريخ و تراجم رجال قاينات و قهستان تأليف حاج شيخ ضياء الدّين محمد آيتى قاينى كه در 1327 شمسى در طهران بطبع رسيده است و ما در بخش دوم اين كتاب بتفصيل از آن ياد كردهايم .