تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
« سلطان محمد ميرزا بهادر خان الصفوى البويهى ، مصرع : ز آباء و امّ وارث ملك ايران ، زينت نگارش مىدهد : اگرچه بمضمون صدق مشحون اين مصرع : گنجايش بحر در سبو ممكن نيست ، شمه‌يى از آن جمله با وجود ايام جوانى با اينكه دانى اوقات
هامش
بقيهء حاشيه از صفحهء قبل در ايران و هند آن را تنظيم و بولىنعمت خود ابو الفتح سلطان محمد ميرزا بهادر خان صفوى تقديم كرده است . سلطان محمد ميرزا آخرين فرد صفوى كه شرح حال او در اين اثر آمده است ، در جوانى در اصفهان روزگار مىگذرانيد و در 1200 نزد آقا محمد خان بوده و آن سردار جاه‌طلب براى آنكه از شر او آسوده شود ، در 1205 وى را به سند تبعيد كرده و او بعد از چند سال سرگردانى بالاخره در 1210 به لكهنو در پانسيون كمپانى هند شرقى آمده و درين وقت 26 سال داشته است . مؤلف درين كتاب تمام اتفاقات و حالات اين شاهزاده را لحظه‌به‌لحظه بيان كرده و حتى ملاقاتهاى اشخاص را به او بخصوص رجال انگليسى مانند : كلنل پالمر ، جنرال استوارت ، كلنل اسكوت ، جوندبيلى ، سر گوراوسلى ، دكتر هانتر ، دكتر كندى ، ماژوريول و ديگران مذكور داشته است . مؤلف مراتب فدويت خود را نسبت بخاندان صفوى و دربار دهلى و حكام انگليسى مكرر بيان كرده ولى در هر موقعيتى تنفر شديد خود را نسبت به نواب‌هاى اوده ( در همان‌جا كه او زندگى مىكرده ) مذكور داشته است . مندرجات اين كتاب عبارتست از : 1 - تاريخ صفويه كه مشتملست بر ذكر شاه اسماعيل ، شاه‌طهماسب ، شاه اسماعيل ثانى ، سلطان محمد ، شاه‌عباس ، شاه صفى ، شاه‌عباس دوم ، شاه سليمان ، شاه سلطان حسين ، شاه‌طهماسب دوم كه در 1135 در قزوين بوده ، عباس سوم پسر او كه بوسيلهء نادر از بين رفت ، سلطان حسين دوم ، طهماسب دوم كه بوسيلهء علىمردان از بين رفت ، و آخرين پسر يعنى سلطان محمد ميرزاى مذكور ؛ و اين قسمت اخير كه تا 1211 ه - ق را شرح مىدهد بيك يادداشت روزانه شبيه‌ترست تا يك تاريخ ؛ و در دنبالهء اين قسمت موضوع ديگرى در ميان مىآيد كه مربوطست بسالهاى 1212 تا 1216 هجرى 2 - در ذكر حكومتهايى كه در مقابل صفويه قيام كرده‌اند ، مشتمل بر شش قسمت : 1 - افغانها 3 - كسانى كه بعد از فتح هند بافغانستان رفته‌اند مانند محمد بيگ‌خانى همدانى و برهان الملك بقيهء حاشيه در صفحهء بعد