بار اقامت در نهاوند انداخت ، و در حضرتم بشغل شاعرى و منادمت بار جست ، بقدرى كه از حدش زياد و هرگزش در نهاد نگذشته ، از خانه و مواجب و عيال مقرر هفت سال كامل بتهمت كمالش گرفتار بودم ، هر روز بر من نوروزى بود ، از كجگويى و اظهار كشف و كرامات ، و اگر در ساعتى دعوى پنج معجزه كردى ، به يك دقيقه آن پنج معجزه بدروغ واضح و عيان گشتى ، بهزار جهد دوسه ماه مىشود كه خود را از استماع اكاذيب او معاف داشتهام . انشاءاللّه تعالى تا باد چنين باد ، اگر مسند بر خودش باشد در غزل پيرايى خالى از طبعى نيست » .
« اميد اسمش ميرزا ابو الحسن خان است اصلش از ولايت نهاوند ، سالهاى دراز در خدمتم بمنصب نديمى مباهى ، و در روزگار تأليف اين كتاب بامر من در سر كار نواب جهان شاه ميرزا خدمتگزار و در آن سر كار وزيرست » « 1 » .
« صاحب نامش ميرزا محمد تقى از اهل علىآباد و چندى در سر كار عبد اللّه ميرزا وزير بوده ، به جهت آبادى كيسهء خود بناى وزارت را خراب خواسته ، و از آنجا بدار الخلافه طهران روى نمود ، و در دفترخانهء همايون روزى گذرانيدى ، به علت ريزهچينى عبد اللّه خان امين الدوله بنواب محمد رضا ميرزا ريش سفيد آمد و بملك گيلان كارگزار ، هم در آن مرز و بوم از سوء سلوك و تعميرات خود ، خود را از منصب وزارت و نواب محمد رضا ميرزا را از امارت خلع ، و باز خود بباب الشفاعة عبد اللّه خان تاخت ، خواهى نخواهى امورات امين الدوله را متكفل شده كه خيرخواهى در كار پادشاهى ازو باشد ، نفس نامبارك او را نيز فروگذار نكرده با خاك سياهش همسر كرد ، نيكوتر ازين قدم كه ديده ؟ »
« طاهر نامش حسن خان از ولايت شيرازست ، پدر بر پدر در آن ملك بزرگ
هامش
( 1 ) - عليرضا ميرزاى شهرهء قاجار ( برادر مؤلف ) در تذكرهء بستان العشاق كه نخستين جلد از مجلدات خمسهء بساتين الخاقانية است در ترجمهء ميرزا ابو الحسن خان نهاوندى مىنويسد كه :
« چندى در خدمت مطاع مكرم محمود ميرزا بمنصب نديمى مفتخر ، تذكرهء بيان محمود را ايشان جمع نموده و ترتيب دادهاند ، پس از چندى از نديمى ندامتها كشيده ، در حكومت ثانى همايون ميرزا بامر ايشان از حليهء بينايى نااميد گشته . . . »