الدّين در عهد اكبر پادشاه به هند رفت و در سلك نوكران پادشاهى درآمد ، پسرش ميرك حسين خدمت جهانگير مىكرد ، و پسر او ميرك معين الدّين مخاطب به امانت خان از منصبداران عمدهء شاهجهان بود ، و در زمان عالمگير ديوانى لاهور و ملتان و كابل و كشمير يافت ، و بعدا بديوانى دكن و بخشىگرى و وقايعنگارى ترقى كرد . پسر چهارم وى كاظم خان بديوانى ملتان سرافراز بود ، و مير حسين على پسر كاظم خان كه در بيستسالگى درگذشت پدر مير عبد الرزاق بود .
مير عبد الرزاق در بيست و نهم رمضان سال 1111 در لاهور ولادت يافت ، و چون اكثر اقرباى وى در اورنگآباد متوطن بودند ، وى نيز در آغاز جوانى از لاهور بدان صوب رفت ، و از جانب نواب آصفجاه خدمتى بوى محول شد و رفتهرفته بمراتب و مناصب ذيل ارتقا يافت : ديوانى پادشاهى ( - محمد شاه گوركانى ) صوبهء برار در 1150 هجرى ؛ ديوانى نظام الدوله حاكم اورنگآباد دكن در 1161 ؛ صوبهدارى حيدرآباد در 1165 ؛ وكالت مطلق نواب امير الممالك صلابت جنگ در اورنگآباد با منصب هفتهزارى سوار و خطاب صمصام الدوله در 1167 ، و ازين تاريخ ببعد در چندين جنگ و سركوبى شركت كرد ، و عاقبت در 1171 بخدعهء حيدر جنگ وى و فرزندانش مقيد گرديدند ، و چون حيدر جنگ قصد قتل ايشان را داشت ، نواب آصفجاه براى نجات وى حيدر جنگ را كشت ، و طرفداران حيدر جنگ مير عبد الرزاق و مير عبد الغنى خان پسر خرد او را شهيد ساختند ولى دو پسر ديگرش مير عبد الحى و مير عبد السلام ازين مهلكه بهسلامت جستند .
آثار ديگر او عبارتست از : مآثر الامراء ، مجموعهء رقعات ، موائد الفوائد در مسائل كلامى ، و ازين چهار فقط مآثر الامراء و بهارستان سخن بطبع رسيده است .
اين شعر ازوست :
در غريبى بيش باشد عزت و اوج كمال * قطره اندر بحر گوهر باشد و در ابر آب
« نقل باختصار از مقدمهء بهارستان سخن »