تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعلام اصفهان ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦

آل صاعد - جلال الاسلام محمّد *

جلال الاسلام عضد الدّين ابو الفضل محمّد بن اسماعيل بن صاعد بن مسعود از بزرگان و فقهاى آل صاعد ، و قاضى اصفهان در قرن هشتم هجرى است . « 1 » تاج الدّين عيسى طرقى و برخى از شعراء به مدح او پرداخته‌اند « 2 » ، و خواجه رشيد الدّين فضل اللّه در كتاب خود التّوضيحات الرّشيديّه از او ياد كرده است . « 3 »

آل صاعد - خواجه جلال الدّين محمّد *

خواجه جلال الدّين محمّد صاعدى ، از شعرا و سخنوران قرن دهم هجرى ، و از بزرگان آل صاعد بوده ، و در سال 943 ق وفات يافته است . اين بيت از او است :
صبرى كه بود اندر دلم ، رفت از غمت يك‌بارگى * اكنون من و كنج غمت ، خو كرده با بىچارگى « 4 »

آل صاعد ، ركن الدّين مسعود

قاضى ركن الدّين مسعود بن صاعد بن مسعود ، از دانشمندان و مشاهير خاندان صاعدى اصفهان است . [ وى رياست حنفيان اصفهان و منصب قضاوت اصفهان را برعهده داشت . وى پس از آنكه با محمّد بن آى آبهء قزوينى عليه خوارزمشاهيان متّحد شد مورد غضب غور سانچى پسر سلطان محمّد خوارزمشاه قرار گرفت . غور سانچى به اصفهان آمد ، و به يارى صدر الدّين خجندى به محلّهء جوباره كه محلّ سكونت حنفيان بود حمله برد ، و به قتل و غارت مردم آنجا پرداخت . قاضى ركن الدّين هم به شيراز گريخت ، و به اتابك سعد زنگى پناه برد . پس از شورش مردم اصفهان عليه سپاه غور سانچى ، او با سپاهش به رى
هامش
( 1 ) . تاريخ ديار البكريّة ، ص 448 . ( 2 ) . تلخيص مجمع الآداب ، ج 4 قسمت دوم ، ص 452 . ( 3 ) . يادگارنامهء حبيب يغمايى ، ص 357 - 359 . ( 4 ) . تذكرهء روز روشن ، ص 461 ؛ تاريخ نظم و نثر ، ج 2 ، ص 683 .