[ او پيشواى حنفيان و قاضى اصفهان بود . در زمان او حنفيان و شافعيان اصفهان بارها با يكديگر به درگيرى پرداختند .
در يكى از اين زدوخوردها ، شافعيان خانهء ركن الدّين را به آتش كشيدند ؛ ولى او از آن فتنه ، جان سالم به در برد . وى سرانجام در سال 600 هجرى با اصابت تير يكى از مخالفينش كشته شد . جمال الدّين عبد الرزّاق و كمال الدّين اسماعيل در قصايد خود ، بارها او را مدح كردهاند ] « 1 » .
آل صاعد - صدر الدّين
صدر الدّين بن قوام الدّين صاعدى ، از بزرگان و افراد متنفّذ خاندان صاعدى در اصفهان « 2 » .
آل صاعد - ظفر الاسلام *
ظفر الاسلام صاعدى ، از سخنوران و شعراى اصفهان است ، اين قطعه ، سرودهء او است :
منعم ز گريه مكن كه كار ز غمخوارى رفت * به كه خون گريه كنم كار من از زارى رفت
شب هجران است كه تا روز قيامت باقى است * روز وصل است كه ناآمده پندارى رفت « 3 »
آل صاعد - عضد الاسلام
قاضى عضد الاسلام بن ركن الدّين مسعود صاعدى ، از بزرگان آل صاعد است . « 4 » [ در قرن هفتم مىزيسته ، و در اصفهان به قضاوت مشغول بوده است ] .
هامش
( 1 ) . دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 2 ، ص 44 .
( 2 ) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 1 ، ص 68 .
( 3 ) . هفت اقليم ، ج 2 ، ص 413 .
( 4 ) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 1 ، ص 68 .