اصفهان ، جويباره و دردشت صورت مىگرفته ، آزرده خاطر شده ، و آنان را نفرين كرده ، و سروده است :
تا كه دردشت هست و جوباره * نيست از كوشش و كشش چاره
اى خداوند هفت سيّاره * پادشاهى فرست خونخواره
تا كه دردشت را چو دشت كند * جوى خون آورد ز جوباره
عدد كشتگان بيفزايد * هريكى را كند دو صد
عاقبت ، مغولان به اصفهان حمله ، و در سال 633 ق آنجا را تصرّف ، و مردم شهر را قتل عام كردند . كمال الدّين هم در دوم جمادى الاوّل 635 ق به دست مغولان كشته شد . قبر او در محلّهء جوباره اصفهان واقع شده است ، و متّصل به كنيسهء يهوديان است . سالهاى طولانى قرار بود كه آرامگاهى براى او بنا شود . همچنين مدّتى در جوار سى و سه پل ، آرامگاهى براى او ساختند ، و قرار بود استخوانهاى كمال در آنجا دفن شود ، و خيابان مجاور آن را كمال اسماعيل ناميدند ؛ امّا اين كار انجام نشد . [ سرانجام در سالهاى اخير ، بناى يادبودى بر روى قبر او بنا كردند ] .
[ شعراى معاصر اصفهان به كمال الدّين اسماعيل و شعر او علاقهء فراوان داشتند ، و مدّتى انجمن ادبى خود را كه در كتابخانهء عمومى فرهنگ در مدرسهء چهارباغ برگزار مىشد ، به نام انجمن كمال ناميده بودند ] .
او آثارى به نظم و نثر دارد كه از آن جمله است 1 . ديوان اشعار كه به چاپ رسيده است رسالة فى وصف القرين ، به عربى كه ميكروفيلم آن در كتابخانهء دانشگاه تهران موجود است 3 . رسالة فى العشق المجازى و الحقيقى ، به فارسى و بيشتر به نظم كه ميكروفيلم آن در دانشگاه تهران موجود است 4 . رسالة القوس يا رسالهء قوسيّه به عربى 5 . سوگندنامه 6 .
فراقنامه 7 . نامهاى به شهاب الدّين عمر سهروردى به عربى كه ميكروفيلم آن در دانشگاه تهران موجود است 8 . نامه در پاسخ اميرى كه در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى موجود است .
اين شعر از او است :
جان را چو نيست وصل تو حاصل كجا برم ؟ * دل را كه شد ز درد تو غافل كجا برم ؟