فخر الدّولهء ديلمى را برعهده گرفت . پس از مرگ فخر الدّوله وزارت مجد الدّوله پسر او را نيز عهدهدار بود تا اينكه سيّده ، مادر مجد الدّوله او را به مسموم كردن برادر متّهم ساخت ، و دويست هزار دينار براى مراسم تعزيت و سوگوارى مطالبه نمود . ابو العبّاس به ناچار به بدر الدّين حسنويه امير جبال پناه برد ، و در سال 392 در بروجرد وفات يافت . پسرش سعد بن احمد جنازهء پدر را به كربلا داد ، و با مساعى شريف ابو احمد ( پدر شريف رضى ) در آن آستان متبرّك در خاك آرميد .
ابو العبّاس ضبّى مردى نيكوكار و فرهنگ دوست بود ، و آثار خيريّهء بسيار از خود به جاى نهاد . مافرّوخى اشاره مىكند كه ابو العبّاس ضبّى كتابخانهاى ارزشمند در مسجد عتيق اصفهان بنا كرد كه حاوى هزاران نسخهء نفيس ادبى ، فقهى ، حديثى ، فلسفى ، رياضى ، هيئت ، منطق ، تاريخ و علوم طبيعى بود ، و آن را وقف فضلاء و دانشمندان نموده بود . فهرستى كه از كتابهاى كتابخانه فراهم شده بود ، بالغ بر سه جلد ضخيم مىشد . متأسّفانه در سال 515 ق فداييان اسماعيلى ، مسجد جامع اصفهان را به آتش كشيدند ، و آن كتابخانهء بزرگ ، با هزاران كتاب نفيس موجود در ] مخزن آن را در آتش كينهء خود سوختند .
وى در سرودن اشعار عربى از اساتيد ارجمند عهد خود بوده ، و در غزل و قصيده ، اشعارى شيوا مىسروده است . او اشعارى در مدح ائمّهء شيعه دارد ، و در كتاب الغدير نمونهاى از غديريّهء او را آورده است ] .
ابو عبد اللّه ابرقويى
ابو عبد اللّه ابرقويى « 1 » از ادباء و دانشمندان ساكن اصفهان است .
مافرّوخى نام او را در رديف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء مقدّم بر عصر خود آورده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . يتيمة الدّهر ، ج 3 ، صص 118 - 127 ؛ ترجمهء محاسن اصفهان ، ص 63 ؛ الذّريعة ، ج 9 ، ص 625 ؛ الغدير ، ج 4 ، صص 101 - 110 ؛ معجم الادباء ، ج 1 ، ص 65 ؛ دائرةالمعارف تشيّع ، ج 1 ، ص 419 ؛ تاريخ تشيّع اصفهان ، ص 245 ؛ تاريخچهء اوقاف اصفهان ، ص 34 .
( 2 ) . محاسن اصفهان ، ص 32 .