اصفهان را منتشر كرد .
پس از آن ، چون خود و اجدادش از محلّهء خواجو بودند ، كتابى مختصر در تاريخ محلّهء خواجو نوشت ؛ همچنين پس از وفات آيتاللهالعظمى بروجردى كتابى در شرح حال ايشان منتشر ساخت .
در كنار اين فعّاليتها به گردآورى احاديث و شرح حال چهارده معصوم عليهم السّلام علاقهء زياد داشت ؛ لذا كتابى با عنوان عطيّة الجواد و كتاب تاريخ سامرّا و زندگانى عسكريين عليهما السّلام را به چاپ رسانيد .
همچنين جهت تدوين كتاب درسى تعليمات دينى براى دبيرستانها با تعدادى از دبيران دبيرستانهاى اصفهان همكارى داشت .
زندهياد مهدوى ، اغلب اوقات فراغت خود را صرف يادداشتبردارى از كتابها ، جستوجو در آثار و ابنيهء تاريخى اصفهان مىنمود ، و هر روز كه مىگذشت ، بر دامنهء تحقيقات و بررسىهاى خود مىافزود .
او پژوهشگرى امانتدار بود . هميشه در نوشتن منبع مطالب خود اصرار داشت ، و سعى مىكرد مطلبى را بدون مأخذ نقل نكند ، علاوه بر كتابها ، از افراد مطّلع نيز در تهيّهء مطالب مورد نظر خود استفاده مىكرد ، و از نسخههاى خطّى ، كتيبههاى ابنيهء تاريخى و اسناد بهره مىبرد . او مطالب نقل شده از كتابها را مورد بررسى و نقد قرار مىداد ، و تلاش مىكرد اشتباهات آنها را رفع كند ، و مطالب را مستند و دقيق به چاپ برساند .
او همواره چهرهاى متبسّم داشت ، و با گشادهرويى با ديگران برخورد مىكرد ، و معلومات و اطّلاعات خود را كه حاصل سالها زحمت و مرارت بود ، بدون هيچگونه چشمداشتى در اختيار محقّقان قرار مىداد ، و از راهنمايى و كمك به علاقهمندان فرهنگ و تاريخ دريغ نمىكرد ، و در اين كار حوصلهاى عجيب داشت .
مصاحبان و دوستان
زندهياد مهدوى با اغلب محقّقان ، ادباء و فرهيختگان اصفهان ، دوستى ، رفاقت و مصاحبت داشت ؛ از جمله مرحومين ميرزا محمّد على معلّم حبيبآبادى ، استاد همايى ،