تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اعلام اصفهان ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
مىكنند كه از آن جمله است : يوسف بن محمّد مؤذّن و خود ابن فورك از قعنبى روايت مىنمايد . ابو سعيد عمران بن عبد الرّحيم بن عبد الملك باهلى ( م 281 ق ) برادر مادرى او است . « 1 »

ابن فورك ، يوسف

ابو يعقوب يوسف بن فورك بن موسى مستملى ، از محدّثين اصفهان است . از ابو طالب بن سواده ، ابو مسعود ، اسيد ، حجّاج بن يوسف بن قتيبه ، عبد اللّه بن عمر بن رسته و محمّد بن حارث صيداوى اسدى روايت مىكند ، و از او : حسين بن محمّد ، سليمان بن احمد و ابو بكر محمّد بن جعفر ورّاق بغدادى روايت مىكنند . « 2 »

ابن فولاد

ابن فولاد ، يكى از ولاة آل بويه بوده كه در سال 406 بر آل بويه طغيان كرد ، و حكومت قزوين را تقاضا نمود ، و در نواحى رى به غارت و راهزنى پرداخت ، و از فلك المعالى منوچهر بن قابوس براى جنگ با مجد الدّولهء ديلمى مدد حوالت داد . با مجد الدّوله و مادرش چند بار به محاربه پرداخت ، و رى را محاصره كرد ، سرانجام مجد الدّوله در 407 ق حكمرانى اصفهان را به دو داد ، و غائلهء او رفع شد . جابرى انصارى معتقد است تخت فولاد منسوب است به فولاد ( پدر صاحب عنوان ) كه از فرماندهان قشون فخر الدّولهء ديلمى و دليرى رشيد بوده ، و تخته سنگى ساخته ، و روى آن مىنشسته است ، و تا زمان پدر مؤلّف ( جابرى ) آن سنگ باقى بود ، و كشتىگيران در آن نقطه كشتى مىگرفتند ، و بالاخره اتباع ظلّ السّلطان آن را از بين بردند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ذكر اخبار اصفهان ، ج 2 ، ص 329 . ( 2 ) . ذكر اخبار اصفهان ، ج 2 ، صص 348 و 212 و 55 . ( 3 ) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 2 ، ص 863 ؛ سيرى در تاريخ تخت فولاد ، ص 21 ؛ لغت‌نامهء دهخدا ، ج 1 ، ص 337 ؛ تاريخ اصفهان و رى ، ص 93 .