است . « 1 »
شيخ محمّد ابراهيم درّى
شيخ محمّد ابراهيم درّى ، عالم فاضل ، در قريهء در از قراى لنجان متولّد گرديد ، و در اصفهان نزد علما و دانشمندان تلمّذ نمود ، و به موطن خود مراجعت كرد ، مصدر امور شرعى آنجا گرديد ، و به امامت و وعظ و رسيدگى به دعاوى و غيره پرداخت . وى زمانى به فكر كيميا افتاد ، سرمايهء مادّى و معنوى خود را در راه كيمياگرى خرج كرد ، به طورى كه مرحوم شيخ عبّاس درّى فرزند حاج ملّا فرج اللّه درى نقل مىنمود : فىالجمله موفّقيتى حاصل كرده بود . وى در قصبهء در وفات يافت ، و در قبرستان محل دفن گرديد . « 2 »
محمّد ابراهيم رهى اصفهانى
محمّد ابراهيم اصفهانى متخلّص به « رهى » ، شاعر اديب . در عهد خود از شعراى معروف ، و به شغل قصّابى مشغول بود . طبعش همگى به هجوگويى مايل بود ، سرانجام در سال 1226 ق وفات يافت . از او است :
بهر سفر گذاشتم زين چو به پشت بادپا * آمد و دامنم گرفت آن صنم از ره وفا
مرغ دلش شكستهپر ، برگ گلش ز گريه تر * فندق آن به پسته در ، لؤلؤ و عقيق سا
نرگس دلنواز او كرده به گريه آشتى * غنچهء عشوهساز او گشته به لابه آشنا « 3 »
ابراهيم طوبى
ميرزا ابراهيم طوبى ، شاعر و اديب بوده ، در سال 1174 هجرى در اصفهان وفات يافته ،
هامش
( 1 ) . تتميم امل الآمل ، ص 55 ؛ اعيان الشّيعة ، ج 3 ، ص 22 ؛ الكواكب المنتشره ، ج 12 ، ص 8 ؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 1 ، ص 97 .
( 2 ) . دانشمندان و بزرگان اصفهان ، ج 2 ، ص 738 و اطّلاعات خارجى .
( 3 ) . ريحانة الادب ، ج 2 ، ص 346 ؛ مجمع الفصحاء ، ج 4 ، ص 322 ؛ الذّريعة ، ج 9 ، ص 324 ؛ مكارم الآثار ، ج 3 ، ص 829 ؛ لغتنامهء دهخدا ، ذيل « رهى » ، ص 240 ؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ايران ، ص 453 .