بجنوردى ، شيخ محمد باقر زند كرمانى و ديگران بهره برد و سپس در مدارس دولتى به تدريس پرداخت . وى از فضلاى بسيار پرتلاش و با ذوق معاصر است و با همتى بلند شرح حال بسيارى از رجال علمى و دينى معاصر اصفهان و ايران را تدوين نموده . كتاب علوم و عقايد از او به چاپ رسيده ، دو جلد از اسفار را ترجمه كرده و در شعر گوهر تخلص مىكند )
محمّد ابراهيم شوكتى اصفهانى
محمّد ابراهيم اصفهانى متخلّص به « شوكتى » از شعراى قرن يازدهم هجرى است ، در اصفهان ساكن بود . دوبار به هند رفت ، و در دفعهء دوم به دست پسر چوپان به قتل رسيد . از او است :
از زلف علاج دل سودايى من كن * اين سلسله را گرم به رسوايى من كن
شمع و گل و پروانه و بلبل همه جمعند * بىرحم بيا رحم به تنهايى من كن « 1 »
محمّد ابراهيم فارغ فروشانى
محمّد ابراهيم فروشانى اصفهانى متخلّص به « فارغ » ، شاعر اديب از اهالى محلّهء « فروشان » سدهء ماربين اصفهان بود ، و مانند برادر خود عشرتى ، شعر مىسرود . سرانجام به هند رفت ، و از ملازمان طوفان شد ، سپس به لاهور رفت ، و در آنجا وفات نمود ، و مهستى خانم ، همشيرهء طالب آملى او را با احترام دفن كرد ؛ از او است :
فكرم به وصف آن قد رعنا نمىرسد * كس را كمند فكر به آنجا نمىرسد
نتوان به وصف قامت او گفت مصرعى * تا معنيى ز عالم بالا نمىرسد « 2 »
حاج محمّد ابراهيم قزوينى
حاج محمّد ابراهيم قزوينى ، از علماء و فقهاء بزرگ قرن سيزدهم هجرى است . در
هامش
( 1 ) . تذكرهء نصرآبادى ، ج 1 ، ص 478 ؛ كاروان هند ، ج 1 ، ص 658 ؛ تذكرهء حسينى ، ص 169 .
( 2 ) . تذكرهء نصرآبادى ، ج 1 ، ص 481 ؛ كاروان هند ، ج 2 ، صص 971 - 972 .