با كتاب خدا موافق نيست من آن را نگفته أم " ( 1 ) .
اما أهل سنت درست بر عكس عمل مىكنند يعنى سنت را بر
قرآن مقدم مىدارند وشايد به همين خاطر خود را أهل سنت
ناميده اند .
علت آن است كه اينها مىبينند كارهائى كرده اند كه با قرآن
مخالف است وبا آنها انس گرفته اند وحاكمانشان براي توجيه
توسط جاعلين ، أحاديث دروغى را به پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) نسبت داده اند كه با
قرآن مخالفت دارد لذا گفته اند كه سنت بر قرآن حاكم است ، يا آن
را نسخ مىكند ، نظير آية وضو ومتعه ( 2 ) .
ه : سنت پيامبر ( صلى الله عليه وآله )
خلفاى سه گانه - يعنى " أبو بكر " و " عمر " و " عثمان " - از
نوشتن أحاديث پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) جلوگيرى مىكردند وحتى گفتگوى ،
آن را نيز قدغن نمودند ، تا جائى كه " عمر " از صحابه خواست كه
كتابهاى حديث موجود نزد خود را بياورند ، آنها گمان كردند كه
مىخواهد همه را يك جا جمع كند تا اختلافى در بين نباشد ، لذا
كتابهايشان را آوردند ، اما أو همه آنها را در آتش سوزاند ( 3 ) .
هامش
( 1 ) أصول كافى ، كتاب فضل العلم ، باب الاخذ بالسنة وشواهد الكتاب ، ح 5 ، ج 1 ،
ص 69 .
( 2 ) أهل سنت واقعي ، ج 2 ، ص 145 تا ص 166 .
( 3 ) تقييد العلم " خطيب بغدادي " ، باب وصف العلة في كراهة كتاب الحديث ، ص 52 .
والطبقات الكبرى ، " ابن سعد " ، الطبقة الثانية من التابعين : " القاسم بن محمد " ، ج 5 ،
ص 188 .