تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چكيده انديشه ها ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
گفت : بر سرورمان جناب " حجر " - ( رض ) - گريه مىكنم . گفتم : أو را چه شده است ؟ گفت : سرورمان جناب " معاوية " ( رض ) - أو را كشته است . گفتم : چرا أو را كشته است ؟ گفت : براي اينكه از لعن كردن سرورمان علي بن أبي طالب - ( رض ) - خود دارى ورزيده است ! ! آن مرد صالح گفت : من هم بر ناداني تو گريه مىكنم - رضى الله عنك - ( 1 ) . * و : " خالد بن وليد بن مغيرة " أهل سنت أو را " سيف الله " ( 2 ) مىنامند ، پدرش " وليد " در ميان سرمايه داران يگانه بود ، به همين خاطر أو را " وحيد " ناميدند كه قرآن كريم اين گونه أو را تهديد مىكند : - * ( ذرني ومن خلقت وحيدا . . . سأصليه سقر ) * ( 3 ) .
هامش
( 1 ) از آگاهان بپرسيد ، ج 1 ، ص 4 - 323 . از اين مرد عامي تعجب نيست ، تعجب از مترجم كتاب خلافت وملوكيت است كه درباره " حجر " مىگويد : " . . . به ستايش حضرت على - رضي الله عنه - وبه مذمت حضرت " معاوية " - رضي الله عنه - پرداخت ، حضرت " مغيره " - رضي الله عنه - تا وقتي كه استاندار كوفه بود با وى از در آرامش وتحمل پيش مىآمد . . . " ( خلافت وملوكيت ص 196 ) . ( 2 ) يعنى : شمشير خدا ، مىپرسيم : پس چرا اين شمشير خدا ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را در روز " حنين " تنها گذاشت واز ميدان گريخت . ( 3 ) سوره مدثر ، آيات 11 تا 26 .