گفت : بر سرورمان جناب " حجر " - ( رض ) - گريه مىكنم .
گفتم : أو را چه شده است ؟
گفت : سرورمان جناب " معاوية " ( رض ) - أو را كشته است .
گفتم : چرا أو را كشته است ؟
گفت : براي اينكه از لعن كردن سرورمان علي بن أبي طالب
- ( رض ) - خود دارى ورزيده است ! !
آن مرد صالح گفت : من هم بر ناداني تو گريه مىكنم - رضى
الله عنك - ( 1 ) .
* و : " خالد بن وليد بن مغيرة "
أهل سنت أو را " سيف الله " ( 2 ) مىنامند ، پدرش " وليد " در
ميان سرمايه داران يگانه بود ، به همين خاطر أو را " وحيد " ناميدند
كه قرآن كريم اين گونه أو را تهديد مىكند :
- * ( ذرني ومن خلقت وحيدا . . . سأصليه سقر ) * ( 3 ) .
هامش
( 1 ) از آگاهان بپرسيد ، ج 1 ، ص 4 - 323 .
از اين مرد عامي تعجب نيست ، تعجب از مترجم كتاب خلافت وملوكيت است
كه درباره " حجر " مىگويد : " . . . به ستايش حضرت على - رضي الله عنه - وبه مذمت
حضرت " معاوية " - رضي الله عنه - پرداخت ، حضرت " مغيره " - رضي الله عنه - تا
وقتي كه استاندار كوفه بود با وى از در آرامش وتحمل پيش مىآمد . . . " ( خلافت
وملوكيت ص 196 ) .
( 2 ) يعنى : شمشير خدا ، مىپرسيم : پس چرا اين شمشير خدا ، پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) را در روز
" حنين " تنها گذاشت واز ميدان گريخت .
( 3 ) سوره مدثر ، آيات 11 تا 26 .