تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
خرماها را به من ده عمره گويد من خرماها را ريختم ميان كف دست آن حضرت و ايشان آن چند دانه خرما را چند قسمت كرد و هر قسمتى را در ميان نطعى ريخته و جامه بر روى او كشيد پس دستها بدعا برداشت و دو ركعت نماز بجا آورد در حال از اطراف آن نطعها خرما مىجوشيد پس آن حضرت مردم را دعوت فرمود سه‌هزار جمعيت از آن خرما تناول كردند تا سير شدند و از براى خانوادهء خود نيز حمل نمودند و ما بقى را باز به خواهر عبد اللّه بن رواحه رد كردند . و اين عبد اللّه بن رواحه از زهاد صحابه و عباد ايشان بود و از شهداى موته است و از اهل بيعته عقبه و نقيب بنى الحارث بن خزرج و در غزوهء بدر و احد و خندق و حديبيه و خيبر و عمرة القضاء و سائر مشاهد شرف حضور داشته و از امراء غزوهء موته بود و كان من الشعراء و قصيده‌اى در مدح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انشاء كرده است كه در أسد الغابة به بعض آن اشاره كرده است .

عمره بنت مسعود بن قيس

مادر سعد بن عبادة الانصارى الخزرجى در سال پنجم هجرت وفات نمود و تاريخ سعد بن عباده را در الكلمة التامة ايراد كرده‌ام كه در سقيفه بنى ساعده خلافت را براى خود نمىخواست و او از شيعيان امير المؤمنين بود با ابو بكر و عمر بيعت نكرد تا اينكه قيلة او را كشته‌اند در حوران در مجالس المؤمنين قاضى تصريح دارد كه سعد بن عباده خلافت را براى امير المؤمنين عليه السّلام مىخواست ) . و مامقانى در رجال خود بترجمهء او مىفرمايد كه ابى علقمه گفت كه من از سعد بن عباده پرسيدم چرا با ابى بكر بيعت نمىكنى مردم همه با او بيعت كردند گفت از من دور شو و اين سخن را بگذار به خدا قسم من خودم از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه فرمود هنگامى كه من از دنيا بروم مردم متابعت هواى نفس خود بنمايند و بطريق قهقرى بعالم جاهليت برگردند در آن روز حق با على است و كتاب خدا در دست او است و ما با احدى بيعت نمىكنيم مگر با على بن ابى طالب ابى علقه گفت من با سعد گفتم اين حديث را غير