تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
درآمد درحالىكه بر عصائى تكيه زده بود كه بن آن عصا را بآهنى محفوف داشته بودند اين وقت معاويه را بخلافت سلام داد و بنشست معاويه گفت امروز من بنزد تو امير المؤمنين باشم و از اين پيش نبودم . عكرشه گفت آرى چون على بن ابى طالب در قيد حيات نباشد تو در نزد قوم امير المؤمنين شدى معاويه گفت تو آن‌كس نيستى كه شمشيرى حمايل كرده بودى و در صفين ميان دو صف ايستادى و همىگفتى . ( ايها الناس عليكم انفسكم لا يضركم من ضل اذا اهتديتم ان الجنة لا يحزن من قطنها و لا يهرم من سكنها و لا يموت من دخلها فابتاعوها بدار لا يدوم نعيمها و لا تتصرم همومها و كونوا قوما مستبصرين فى دينهم مستظهرين على طلب حقهم ان معاوية دلف عليكم بعجم العرب غلف القلوب لا يفقهون الايمان و لا يدرون ما الحكمه دعاهم الى الباطل فاجابوه و استدعاهم الى الدنيا فلبوه فاللّه عباد اللّه فى دين اللّه و اياكم و التنكل فان ذلك ينقص عرى الاسلام و يطفى نور الحق و هذه بدر الصغرى و العقبة الاخرى يا معشر المهاجرين و الانصار امضوا على بصيرتكم و اصبروا على عزيمتكم فكانى بكم هذا لقيتم اهل الشام كالحمر الناهقة تقصع قصع البعير ) . در اين جمله مىگويد اى مردم بر شماست كه خويش را واپاييد زيان نرساند شما را آن‌كس كه گمراه شد گاهى كه شما طريق هدايت سپاريد همانا آن‌كس كه در بهشت جاى كند هرگز ملول و محزون نشود و آن‌كس كه در بهشت ماوى گيرد هرگز پير نگردد و آن‌كس كه داخل بهشت شود هرگز نميرد پس بخريد بهشت را بجاى خانه‌اى كه نعمتش پاينده نباشد و اندوهش منقطع نگردد و از جماعتى باشيد كه در دين خود بينا و در طلب حق خود توانا هستند هان اى مردم بدانيد معاويه آهنك شما نمود با جماعتى از اوباش عرب كه دلهاى ايشان محجوب و تاريك است نه ايمان دانند و نه حكمت شناسند ايشان را بسوى باطل دعوت كرد اجابت نمودند و آنها را در طلب و طمع دنيا انداخت بر سر او انجمن شدند اللّه اللّه اى بندگان خدا در دين خدا ثابت باشيد و كار دين را به يكديگر باز مگذاريد كه اين خصلت اسلام را نقض كند و نور حق را