حاضر شد ولى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نگذاشت تا صفيه برادر را به آن حالت بنگرد قبل از اينكه صفيه حاضر شود رداى مبارك را بر حمزه كشيد چون حمزه را قامتى رسا بود پاهاى مباركش از ذيل ردا نمايان بود رسول خدا بگياه آن را پوشانيد اين هنگام صفيه حاضر شد چون برادر را بدانسان بديد از خداى آمرزش او را بخواست و بر او نماز گذاشت و مراجعت كرد لكن نتوانست خويشتن را از گريه نگاه دارد و رسول خدا از گريهء او گريان شد و فاطمهء زهرا عليها السلام هم بگريست الخ
و نيز در غزوهء خندق ذكرى از صفيه هست چنانچه در اصابه گويد در غزوهء خندق زوجات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در حصارى بودند و حسان بن ثابت و صفيه با ايشان بودند يك نفر يهودى مشرف بر ايشان شد صفيه حسان را فرمود فرود شو اين يهودى را بقتل برسان حسان گفت مرا از اين كار معاف دار پس صفيه عمودى برداشت و از حصار فرود آمد و بر يهودى حمله كرد و او را بقتل رسانيد .
و حقير تاريخ زبير و عبد اللّه بن زبير را در جلد چهارم ( الكلمة التامة ) به صورت تفصيليه ايراد كردهام و صفيه را پسر ديگرى بود كه او را سائب مىگفتند و در غزوهء احد و خندق ملازم ركاب رسول خدا بود تا اينكه بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جنك يمامه بشهادت رسيد و ام حبيبه نام يكى از دختران صفيه است .
صهباء تغلبيه
كنيهاش ام حبيبه است ولى در ناسخ ام حبيبه را غير صهباء دانسته كيف كان اين صهباء بنت عباد بن ربيعة بن يحيى بن العبد بن علقمة التغلبية است از اسراى يمامه است و بعضى او را از سباياى عين التمر دانستهاند امير المؤمنين عليه السّلام او را بچهل دينار خريد
( عمدة الانساب )
گويد و كانت ذا لسن و فصاحة وجود و عفه يعنى بانوئى زبانآور و شيرينكلام و با فصاحت تو ايمان بوده در جود و سخا و عفت و حيا ممتاز بوده از او عمرا طرف و رقيه