تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
لعمرك ما ابكى النبى لفقده * و لكن لما اخشى من الهرج آتيا كان على قلبى بذكر محمد * و ما خفت من بعد النبى مكاويا أ فاطم صلّى اللّه رب محمد * على جدث امسى بيثرب ثاويا فدى لرسول اللّه امى و خالتي * و عمى و آبائى و نفسى و ماليا صدقت و بلّغت الرسالة صادقا * و مت صليب العود ابلح صافيا فلو ان رب الناس ابقى نبينا * سعدنا و لكن امره كان ماضيا عليك من اللّه السلام تحية * و ادخلت جنات من العدل راضيا
و چون عبد المطلب را زمان احتضار رسيد اين شش دختر را خواست و بديشان فرمان داد هريك در مصيبت او مرثيه بگويند صفيه اشعار ذيل را قرائت كرد :
ارقت لصوت نائحة تبيد * على رجل بقارعة الصعيد ففاضت عند ذلكم دموعى * على خدّي كمنحدر الفريد على الفياض شيبة ذى المعالى * ابيك الخير فائض كل جود
و ابن حجر عسقلانى در اصابه بترجمهء صفيه گويد ان صفيه جاءت يوم احد و قد انهزم الناس و بيدها رمح تضرب فى وجوههم فقال النبى يا زبير المرأة ) . مىگويد در روز غزوهء احد هنگامى كه پيغمبر را گذاشتند و از جنك فرار كردند صفيه آمد درحالىكه نيزه در دست او بود و به صورت مشرحين يا فراريها مىزد كه در آن حال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زبير را فرمود مادر تو را درياب كه جهاد بر زنان نيست و علامهء مجلسى و ديگران روايت كرده‌اند كه چون حمزه شهيد شد و صفيه از آن آگاه گرديد با جمعى از زنان شيون‌كنان بجانب احد شتاب گرفتند چون رسول خدا او را بديد پسرش زبير را فرمود كه برو مادر خود را بازگردان تا حمزه را بدين حالت ديدار نكند زبير فرمايش پيغمبر را بمادر رسانيد صفيه گفت اى فرزند شنيده‌ام كه برادرم حمزه را شهيد كرده‌اند و مثله و شكم پاره ساخته‌اند و من مىدانم كه اين زحمت در راه خدا يافته و اين مصيبت در راه خدا اندك است و خدا مرا صبر دهد تا فراوان جزع نكنم زبير بازآمد و سخن مادر را بعرض پيغمبر رسانيد آن حضرت اذن داد تا صفيه