زوجهء ديگر داشت نامش حيات خانم بود و اين دو زن هر دو اديبه و شاعره بودند اتفاقا روزى جهانخانم اين شعر را بشاه اسماعيل گفت :
تو پادشاه جهانى جهان ز دست مده * كه پادشاه جهان را جهان به كار آيد
حيات خانم حاضر بود بشنيد فورا اين بيت را بعرض رسانيد :
ترك غم جهان بكن تاز حيوة برخورى * هركه غم جهان خورد كى ز حياة برخورد
بعضى گفتهاند جهانخانم اين مصرع بخواند :
تو پادشاه جهانى جهان به كار آيد
حيات اين مصرع در جواب گفت :
اگر حيوة نباشد جهان چه كار آيد
( خيرات )
جهانخانم
والدهء ناصر الدّين شاه قاجار دختر اميركبير محمد قاسم خان زوجهء محمد شاه قاجار المتوفى سنه 1290 در بلدهء طيبهء قم به خاك رفت دخترزادهء فتحعلى شاه است در سنه 1247 ناصر الدّين شاه از او متولد گرديد صنيع الملك در خيرات حسان چون مقتضى وقت بوده است اين زن را بسيار ستوده از آن جمله گويد ملكهاى بود كه ممالك را بحسن تدبير بىمشاور و مشير و معين و ظهير صيانت مىنمود و باصالت رأى و متانت فكر و حصافت عقل هرآن بر شوكت دولت و قوت سلطنت مبلغى مىافزود .
بنان كلكش اندر قلم رو تحرير * دبير بود نه منشى نه پس چه سلطان بود
سطور خامهء او بر بياض صفحهء عدل * به خط ريحان منشور حكم و فرمان بود
فى الحقيقة صفحات خط آن مفخمهء معظمه كه هريك محض بذل عطيه و عطاى وظيفه و اعانت ملهوفين و تأمين خائفين و حمايت ضعفاء و رعايت رعايا نگاشته شده قطعاتى است كه دارندگان شطرى و سطرى از آن را از عقد مرواريد گرامىتر دارند و وسيلهء افتخار دودمان خود مىشمارند و چون شوهرش محمد شاه وفات كرد بواسطهء كلكبنان و تقرير بيان و رأى ثاقب او بود كه تفريق كلمه نشد و از نتايج افكار ابتكار او اين دو بيت است :