تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
روايت شده است كه چون عليا مخدره زهرا حضرت سيدة النساء دنيا را وداع گفت حضرت ام كلثوم برقعى به صورت انداخته و عبائى بر سر كشيده كه دامن آن به روى زمين مىكشيد و با ناله جان‌سوز همىگفت يا ابتاه يا رسول اللّه الآن پنهان شدن تو از نظر ما مصيبت و سختى او آشكار گرديد و اين فراقى است كه هرگز لقائى بعد از او نخواهد بود . و قال المفيد و الشيخ الطوسى فى الامالى انه لما ضرب امير المؤمنين ع احتمل فادخل داره فقعدت لبابة عند راسه و جلست ام كلثوم عند رجليه ففتح عينيه فنظر اليها فقال الرفيق الاعلى خير مستقر و احسن مقيلا فنادت ام كلثوم وا ابتاه ثم جاءت الى عبد الرحمن بن ملجم و قالت يا عدو اللّه قتلت امير المؤمنين ع قال انما قتلت اباك قالت يا عدو اللّه انى لا رجوان لا يكون عليه بأس قال فاراك لها تبكين عليه و اللّه لقد ضربته ضربته لو قسمت بين اهل الكوفة لاهلكتهم . يعنى هنگامى كه ابن ملجم ملعون ضربت بر فرق امير المؤمنين زد آن حضرت را بسوى خانه حمل دادند لبابه بالاى سر آن حضرت نشست و ام كلثوم نزديك قدم‌هاى آن حضرت جلوس داد اين وقت ديدهاى حق‌بين خود را گشود و بجانب ام كلثوم نظرى نمود و فرمود اكنون بسوى خداوند مهربان سفر مىكنم كه بهتر مقام و نيكوتر منزلى است . ناله ام كلثوم بلند شد بوا ابتاه سپس بنزد ابن ملجم آمد فرمود اى دشمن خدا كشتى امير المؤمنين را آن ملعون گفت من نكشتم امير المؤمنين را بلكه پدر ترا كشتم آن مخدره فرمود اميدوارم كه بر پدرم از اين ضربت باكي نباشد آن ملعون گفت گويا نگرانم كه بر پدرت ناله و گريه بنمائى براى اينكه ضربتى بر او زدم كه اگر آن را بر همه اهل كوفه قسمت كنند همه را هلاك خواهد كرد .

مجارى احوال ام كلثوم در زمين كربلا

ابو مخنف از ام كلثوم حديث كند كه بعد از قتل حسين شنيدم كه گوينده‌اى اين اشعار بگفت ولى او را نديدم .