من غير هاء في الآخر بلد بفارس ، ومع الهاء قرية كبيرة من قرى ناحية روىدشت أصبهان « 1 » .
العطّار
فريد الدين محمّد بن إبراهيم النيسابوري
484 المعروف بالشيخ العطّار ، صاحب الأشعار والمصنّفات في التوحيد والحقائق والمعارف ، وله في مدح أمير المؤمنين عليه السلام :
ز مشرق تا بمغرب گر إمام است * على وآل أو مارا تمام است
گرفته اين جهان وصف سنانش * گذشته زان جهان وصف سه نانش
چنان در شهر دانش باب آمد * كه جنت را بحق بوّاب آمد
چنان مطلق شد اندر فقر وفاقه * كه زر ونقره بودش سه طلاقه
اگر علمش شدى بحر مصوّر * دراويك قطره بودى بحر اخضر
وله في ذمّ الدنيا :
باخرد دوش در سخن بودم * كشف شد بر دلم مثالي چند
گفتم اى مايهء همه دانش * دارم الحق ز تو سؤالي چند
چيست اين زندگانى دنيا * گفت خوابى است يا خيالي چند
گفتمش چيست مال وملك جهان * گفت درد سر ووبالى چند
گفتم أهل زمانه در چه رهند * گفت دربند جمع مالي چند
گفتم أو را مثال دنيا چيست * گفت زالى كشيده خالى چند
گفتمش چيست كدخدائى گفت * هفتهاى عيش وغصه سالى چند
گفتم اين نفس رام كي گردد * گفت جون يافت گوشمالى چند
گفتم أهل ستم چه طائفة اند * گفت گرگ وسگ وشغالى چند
گفتم آرى سزاى ايشان چيست * گفت در آخرت نكالى چند
گفتمش چيست گفته عطّار * گفت پنداست وحسن حالي چند
توفّي سنة 627 ( خكز ) بعد عمر طويل ، وقيل : إنّه قتل في
هامش
( 1 ) راجع روضات الجنّات 5 : 49 - 53 ، الرقم 438 ، بغية الوعاة : 120