تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
أعم بود رؤس ايشان را به ربع كه دو بود رد كرديم وميانه رؤس خواهران پدرى وسهام ايشان توافق به خمس به معنى أعم بود رد كرديم رؤس ايشان را به خمس كه دو بود چون رؤس جميع فرق بعد از رد آنها به جزء وفق متماثل شد يكى از آنها را در أصل فريضة ضرب كرديم بيست وچهار شد پس حصه هر يك از زنان يك سهم شد وحصه هر يك از خواهران مادرى وخواهران پدرى يك سهم دوم آنكه ميانه رؤس وسهام جميع فرق توافق نباشد وميانه رؤس ايشان تماثل باشد همان رؤس يك فرقه را در أصل فريضة ضرب بايد كرد مثل آنكه شخصي بميرد وهفت زن وهفت خواهر مادرى وهفت خواهر پدرى داشته باشد چه أصل فريضة ايشان دوازده سهم است حصه زنان سه سهم است بر رؤس ايشان منكسر وميانه آنها تباين است وحصه خواهران مادرى چهار سهم است به رؤس ايشان منكسر وميانه آنها تباين است وحصه خواهران پدرى پنج سهم است به رؤس ايشان منكسر وميانه آنها تباين است وچون رؤس جميع متماثل بود رؤس يك فرقه را در أصل فريضة زديم هشتاد وچهار سهم شد پس حصه هر يك از زنان سه سهم شد وحصه هر يك از خواهران پدرى پنج سهم وحصه هر يك از خواهران مادرى چهار سهم سيم آنكه ميانه رؤس وسهام بعضي از فرق توافق باشد وميانه رؤس وسهام بعضي ديگر توافق نباشد وميانه رؤس جميع فرق تماثل باشد رؤس آن بعضي را كه ميانه سهام ورؤس ايشان توافق باشد به جزء وفق رد بايد كرد وهمان رؤس يك فرقه را در أصل فريضة بايد زد مثل آنكه شخصي بميرد وسه زن ونه خواهر پدرى داشته باشد أصل فريضة ايشان چهار سهم است حصه زنان يك سهم وحصه خواهران سه سهم وچون ميانه سه ونه توافق به ثلث بود به معنى أعم رد كرديم رؤس ايشان را به سه وسه را در أصل فريضة زديم دوازده شد حصه زنان سه سهم شد وحصه هر يك از خواهران پدرى يك سهم چهارم آنكه ميانه رؤس وسهام جميع فرق توافق باشد وميانه ء رؤس ايشان تداخل باشد رؤس هر فرقه را به جزء وفق رد بايد كرد وأكثر را در أصل فريضة بايد زد مثل آنكه شخصي بميرد وشش زن وشانزده خواهر مادرى وده خواهر پدرى داشته باشد أصل فريضة ايشان دوازده سهم است حصه زنان سه است با رؤس ايشان چون توافق به ثلث بود به معنى أعم رد كرديم رؤس ايشان را به دو كه ثلث شش است وحصه خواهر مادرى چهار است با رؤس ايشان