تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع عباسى ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
رؤس را با جزء وفق سهام در أصل فريضة ضرب بايد كرد مثل آنكه شخصي بميرد وپدر ومادرى وشش دختر داشته باشد حصه پدر ومادر دو سهم مىشود وحصه شش دختر چهار سهم وميانه چهار وشش توافق به نصف است نصف عدد رؤس ايشان را كه سه است در أصل فريضة ضرب بايد كرد هجده مىشود شش سهم از پدر ومادر است وهر يك از دختران را دو سهم مىرسد واگر به زيادة از يك فرقه منكسر باشد پس خالى از آن نيست كه انكسار مستغرق جميع فرق است يا مخصوص بعضي دون بعضي است وبر هر تقدير اگر ميانه رؤس هر فرقه منكسره وسهام ايشان توافق هست رد بايد كرد رؤس ايشان را به جزء وفق واگر ميانه رؤس وسهام ايشان توافق نيست به حال خود بايد گذاشت واگر ميانه رؤس سهام بعضي از فرق توافق باشد وميانه رؤس وسهام بعضي از ايشان توافق نباشد رد كند رؤس ايشان را به جزء وفق وآنچه ميانه ايشان توافق نباشد بر حال خود بگذارد آنگاه نظر كند ميانه عدد رؤس جميع فرق پس اگر ميانه ايشان تماثل باشد ضرب بايد كرد يكى از ايشان را در أصل فريضة واگر تداخل باشد اكتفا به أكثر ايشان بايد كرد واگر توافق باشد جزء وفق فرقه را در عدد رؤس فرقه ديگر ضرب بايد كرد وحاصل را در وفق فرقه ثالثه وهمچنين هر چند فرقه كه باشد واگر تباين باشد ضرب بايد كرد عدد رؤس هر فرقه را در عدد رؤس فرقه ديگر وحاصل را در عدد فرقه ثالثه وهمچنين هر چند فرقه كه باشد وبعد از امعان نظر در آنچه مذكور شد ظاهر مىشود كه مسائلي كه بر انكسار سهام بر ورثه داير باشد بيست وچهار است از آن جمله دوازده صورت كه انكسار آنها مستغرق جميع فرق است وأمهات مسايل انكسار است در اين رساله مذكور مىگردد أول آنكه ميانه سهام جميع فرق وعدد رؤس ايشان توافق باشد وميانه رؤس جميع فرق تماثل باشد ورؤس هر فرقه را به جزء وفق رد بايد كرد وعدد رؤس يك فرقه را در أصل فريضة بايد زد مثل آنكه شخصي بميرد وشش زن وهشت خواهر مادرى وده خواهر پدرى داشته باشد أصل فريضة ايشان دوازده سهم است سه سهم نصيب شش زن است وچهار سهم نصيب خواهران مادرى وپنج سهم نصيب خواهران پدرى وچون ميانه سهام وزوجات ورؤس ايشان توافق به ثلث به معنى أعم بود رد كرديم رؤس ايشان را به ثلث كه دو بود وميانه سهام خواهران مادرى ورؤس ايشان توافق به ربع به معنى