Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 401

Contributors:

P.401
معطوف ثلاثي يا بيشتر آنست كه نظر كنى در نسبت ميانه مخرج كسر معطوف ثنائى وثلاثي پس اگر تباين باشد ضرب كنى حاصل ضرب مخرج را كه سه است واگر توافق باشد در جزء وفق ضرب كنى وحاصل ضرب مخرج است واگر تداخل باشد اكتفا به أكثر كنى چنانچه مذكور شد پس مخارج فروض سته بيست وچهار است زيرا كه ميانه مخرج نصف دو است ومخرج ثلث وثلثان كه سه است چون تباين بود ضرب كرديم دو را در سه ونظر كرديم ميانه شش وچهار توافق به نصف بود نصف أحدهما را در ديگرى ضرب كرديم دوازده شد ونظر كرديم ميانه دوازده وهشت نيز توافق به ربع بود ربع أحدهما را در يكديگر ضرب كرديم بيست وچهار شد وچون ميانه بيست وچهار وشش تداخل بود اكتفا به بيست وچهار كرديم مطلب پنجم در بيان دانستن نصيب هر وارثى از تركه به علم حساب وآن بر پنج طريق است طريق أول آنكه در ميانه ورثه صاحب فرضى نباشد وهمه در يك مرتبه باشند عدد رؤس ايشان سهام ايشان خواهد بود واگر با ايشان دختران جمع شوند هر دو دختر را يك پسر حساب كند وبر ايشان قسمت نمايد واگر در ميانه ورثه صاحب فرضى باشد وهمه در يك مرتبه نباشند طلب عددي بايد كرد كه سهام مفروضه صاحبان فروض را داشته باشد وبر ايشان قسمت بايد كرد وتركه ميت نسبت به سهام ورثه بر سه قسم است قسم أول آنكه تركه به قدر سهام ورثه باشد وآن بر چند وجه است أول آنكه بي كسرى بر ورثه منقسم شود مثل آنكه شخصي بميرد وپدر ومادرى وچهار دختر داشته باشد چه أقل عددي كه سدس دارد شش است سدسان أو كه دو است به پدر ومادر متعلق است وچهار باقي به چهار دختر دوم آنكه با كسرى منقسم شود پس خالى از آن نيست كه بر يك فرقه منكسر است يا بر زيادة اگر بر يك فرقه منكسر باشد پس در اين صورت اگر ميانه رؤس وسهام ايشان تباين باشد ضرب بايد كرد عدد رؤس را در أصل فريضة مثل آنكه شخصي بميرد وپدر ومادرى وسه دختر داشته باشد أصل فريضة شش است دو از پدر ومادر است وچهار سهم از سه دختر است چون بر ايشان منكسر است ميانه سهام وعدد رؤس ايشان تباين است ضرب بايد كرد سه را در شش هجده مىشود پس پدر ومادر شش سهم مىبرند وهر دخترى چهار سهم واگر ميانه عدد رؤس وسهام ايشان توافق باشد جزء وفق عدد