Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 396

Contributors:

P.396
واين خاصه مذهب اماميه است ودر مذهب سنيان نيست وشروط حبوه شش است أول آنكه پسر بزرگ موجود باشد كه اگر كسى پسر بزرگ نداشته باشد حبوه نيست واگر پسر بزرگ متعدد باشند مجتهدين را در آن خلاف است أقرب آنست كه حبوه ميانه ايشان منقسم مىشود دوم آنكه پسر بزرگ بي عقل وسفيه نباشد بر قول بعضي از مجتهدين سيم آنكه بالغ باشد بر قول بعضي از مجتهدين چهارم آنكه غير از حبوه ميت چيزى ديگر داشته باشد چه اگر چيز ديگر نداشته باشد حبوه نيست پنجم آنگه ميت قرضى نداشته باشد كه مستغرق تمام مال أو باشد چه اگر چنين قرضى داشته باشد حبوه نيست اما اگر بعضي از ورثه قرض ميت را از مال خود بدهند آيا حبوه تعلق به پسر بزرگ دارد يا نه مجتهدين را در اين خلاف است أقرب آنست كه تعلق به أو دارد وهمچنين اگر در صورتي كه قرض ميت مستغرق تركه باشد وپسر بزرگ قرض أو را از مال خود بدهد آيا جايز است كه متصرف حبوه شود يا نه در آن نيز خلاف است أقرب آنست كه جايز است ششم آنكه قضاى روزه ونماز پدر كند بر قول بعضي از مجتهدين چنانچه مذكور شد چه اگر آنها را قضا نكند حبوه تعلق به أو ندارد وخلاف است ميانه مجتهدين كه آيا حبوه را به پسر بزرگ دادن واجبست يا نه أكثر مجتهدين بر اين رفته اند كه واجبست واگر فرزند بزرگ ميت دختر باشد نيز حبوه تعلق به پسر بزرگ دارد وخلاف است ميانه مجتهدين كه آيا قيمت حبوه را از حصه ميراث أو كم مىكنند يا نه أكثر مجتهدين برآنند كه كم نمىكنند واگر ميت حبوه را جهت ديگرى يا براي صرف مصلحتى از مصالح مسلمانان وصيت كرده باشد ميانه مجتهدين خلاف است أقرب آنست كه اگر مساوى ثلث تركه است در آنچه تعيين كرده صرف بايد كرد واگر زيادة از ثلث باشد موقوف است بر اذن پسر بزرگ واگر نصيب هر وارثى كمتر از حبوه باشد مجتهدين را در آن خلاف است بعضي گفته اند كه ممنوع نيست پسر بزرگ از حبوه وبعضي برآنند كه ممنوع است مطلب سيم در بيان تفصيل صاحبان فروض وقرابت وسهام ايشان ودر آن دو فصل است فصل أول در تفصيل صاحبان فرض وقرابت بدان كه آنچه در قرآن مجيد از تصريح حصه هر يك از ميراث خواران وارد شده آن را فرض ايشان گويند وآنچه حصه ايشان از عموم قرآن استنباط كرده اند آن را قرابت گويند پس بدين سبب وارث منقسم مىشود به سه قسم قسم أول جماعتى كه به فرض تنها ميراث مىبرند چون مادر وبرادران وخواهران